مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧ - جعل بسیط و جعل تألیفی
جعل بسیط و جعل تألیفی
یکی از مسائل مفید و مهمی که در باب جعل هست تقسیم جعل است به «جعل بسیط» و «جعل تألیفی».
جعل بسیط یعنی «جعلُ الشیء»؛ جعل مرکب یا تألیفی یعنی «جعل الشیء شیئاً»؛ که از نظر لفظی و ادبی اگر بخواهیم تعبیر کنیم جعل بسیط را باید بگوییم «جَعَلَ» متعدی به واحد، و جعل تألیفی را باید بگوییم «جَعَلَ» متعدی به اثنین؛ چون «جَعَلَ» از آن فعلهای متعدی است که گاهی یک مفعولی است و گاهی دو مفعولی. مثلًا «انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً» [١] این جَعَلَ متعدی به واحد است؛ یعنی من در زمین جعل خلیفه میکنم. ولی در «جَعَلَ اللَّهُ الْکعْبَةَ الْبَیتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنّاسِ» [٢] جَعَلَ متعدی به اثنین است.
حال ما در باب جعل هم دوگونه جعل داریم: جعل بسیط و جعل تألیفی؛ یعنی برای علیت دومعنا متصوَّر است (که البته این بحث، بحث بسیار جالبی هم هست):
یکی اینکه علت جعل کند ذات معلولی را یا جعل کند وجود معلولی را. در اینجا دیگر فرق نمیکند که ماهیت بگوییم یا وجود بگوییم؛ یعنی علت یا علت ذات این معلول است یا علت وجود این معلول است. این را میگوییم «جعل بسیط». جعل تألیفی این است که یک شیء در مرتبه قبل وجود دارد، علت میآید و این را چیزی میکند و این را قرار میدهد چیزی، مثل «جعلُ الجسمِ متحرکاً» جسمی ساکن است و علتْ آن را متحرک میکند، و مانند اینکه میگوییم: «ذاک الشی ءُ یجعل الجسمَ ابیضاً، یجعل الجسمَ أسوداً، یجعل زیداً قائماً». این را میگوییم «جعل تألیفی».
آیا در باب علت و معلول، هر دوی اینها قابل فرض است یا یکی از ایندو؟.
[١]. بقره/ ٣٠.[٢]. مائده/ ٩٧.