مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١ - مقدمه اول ( موارد کاربرد تعبیر « ظرفیت »)
دیگر هم در تهران است؛ هریک از این خانهها را میگوییم در تهران است با اینکه تهران مجموعه خانههایی است که هیچکدام بر دیگری احاطه ندارد.
«کل» جز مجموع چیز دیگری نیست ولی درعین حال این اعتبار میشود که رابطه هر جزء را با کل با تعبیر مظروف و ظرف بیان میکنیم.
مثال دیگر در مورد تعبیری است که درباره وجود اشیاء در عالم خارج به کار میبریم. ما میگوییم: موجودات در خارج وجود دارند؛ میگوییم: این شیء در خارج وجود دارد، آن شیء در خارج وجود دارد، انسانها در خارج وجود دارند، زمین در خارج وجود دارد، آسمان در خارج وجود دارد، هوا در خارج وجود دارد، فضا در خارج وجود دارد، حرکت در خارج وجود دارد. اما خود آن «خارج» که اینها همه در آن وجود دارند چیست؟ آیا خارج یک چیزی است ماوراء همه این اشیاء که ما میگوییم؟ یا اصلًا «خارج» را همین اشیاء تشکیل میدهند و اگر این اشیاء نباشند «خارج» ی هم وجود ندارد؟ ما میگوییم خدا در خارج وجود دارد، ملَک در خارج وجود دارد، انسان در خارج وجود دارد؛ همه را میگوییم در خارج وجود دارد. خود آن «خارج» که اینها در خارج وجود دارند چیست؟ آیا یک چیزی علاوه بر همه اینها وجود دارد که آن چیز بر همه اینها احاطه دارد آنچنان که جسمی بر اجسام دیگر احاطه دارد و آن اسمش «خارج» است؟ یا نه، اگر ما همه اینها را برداریم دیگر «خارج» ی باقی نمیماند ولهذا «خارجی»- یعنی شیء خارجی- با «خارج» یکی است؟ واضح است که شقّ دوم صحیح است. اصلًا خارج از همینها تشکیل میشود؛ خارج چیز دیگری نیست.
مثال دیگر از موارد کاربرد تعبیر ظرفیت، مسأله وقوع حوادث در زمان است.
ما حتی درباب خود زمان تعبیر ظرفیت را به کار میبریم. وقتی که میگوییم اشیاء در زمان وجود دارند (این اشیاء هرچه میخواهد باشد، بالاخره زمان یک واقعیتی است)، مثلًا میگوییم این حادثه «در دیروز» واقع شد، آن حادثه «در امروز» واقع شد، این کلمه «در»، این کلمه «امروز» و این کلمه «دیروز» به چه معنی است؟
(حقیقت زمان هرچه میخواهد باشد، قدر مسلّم این است که زمان یک امری که عین مکان باشد نیست که [تازه] خود مکان هم مانند یک ظرفی که اشیاء را در آن بریزند نیست). آیا وقتی میگوییم این حادثه در دیروز وجود داشت، این به این معنی است که دیروز یک شیئی بود که همه اطراف و جوانب و ابعاد سه گانه این شیء