مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٧ - نظریه صدرالمتألهین و حدوث ذاتی عالم طبیعت
نظریه صدرالمتألهین و حدوث ذاتی عالم طبیعت
مطلب دیگری که از درس گذشته باقی ماند این عبارت «الحدوث ذاتی» بود که صدرالمتألهین میگوید که مرجح حدوث عالم، ذاتی است. قبلًا هم گفتیم که در این بیان و در این نظریه بحث کل عالم مطرح نیست، بلکه بحث هرکدام از اجزاء عالم جداجدا مطرح است. از نظر ایشان آنچه که حادث است همه عالم است و در عالم آنچه که وجود دارد اجزاء عالم است؛ کل، حکم مستقلی ندارد.
به عنوان مثال فرض کنید در یک اداره بیست کارمند وجود دارد، که در پایان ماه برای اینها پاداشهای مختلفی درنظر گرفته شود؛ برای یکی هزار تومان، برای دیگری پانصد تومان، برای سومی هشتصد تومان و ...؛ یا برای ده نفر از این بیست کارمند هزار تومان منظور شود و برای ده نفر دیگر پانصد تومان. حال آیا کسی میتواند بگوید: برای کل این کارمندان چقدر باید پاداش در نظر گرفته شود؟!.
جواب میدهند دیگر کل وجود ندارد، کل یک امر اعتباری است؛ آنچه که وجود دارد همین اجزاء هستند. این فرد وجود دارد، آن فرد وجود دارد؛ این فرد یک وجود عینی است و آن فرد یک وجود عینی دیگر. اگر بیست کارمند داریم بیست پاداش هم داریم که باید به آنها بدهیم، خواه همه را مساوی بدهیم و خواه غیر مساوی؛ ازنظر مثال ما فرق نمیکند. بیست کارمند بیست پاداش میخواهد نه بیست و یک پاداش، که بیست پاداش برای فرد فرد کارمندها باشد و یک پاداش هم برای کل کارمندها. این کل یک امر اعتباری و انتزاعی است.
اگر هر جزء از اجزاء عالم که ما دست روی آن بگذاریم حادث باشد کل هم مسلّماً حادث است. کل، حکم مستقلی ندارد که بگوییم آیا کل حادث است یا حادث نیست. بنابراین ما از نظر حدوث عالم به اشکالی برخورد نمیکنیم؛ و اگر شما بگویید اجماع ملّیون است بر حدوث عالم، میگوییم: درست است، ما هم قبول داریم، ولی «اجماع ملیون است بر حدوث عالم» یعنی اجماع ملیون است بر حدوث هرچه که وجود عینی دارد و اما «کل» که وجود اعتباری دارد از مورد بحث خارج است. پس دیگر قضیه در اینجا حل شده است.
و اگر مسأله «کلی» را مطرح کنید و بگویید: نه، ما به اجزاء عالم کاری نداریم،