مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - خلاصه بحث
انسان را که درنظر میگیریم مقصود بعضی از افراد انسان است. وقتی ما میگوییم «انسان ممکن الوجود است» یعنی اصلا طبیعت انسان که شامل همه افراد انسان میشود ممکن الوجود است. ولی گاهی ما یک امری را به یک کلی نسبت میدهیم به اعتبار بعضی افراد خودش. اگر ما میگوییم «انسان در سال ٢٠٠٠ به کره مریخ خواهد رفت» مقصود این است که برای بعضی از افراد انسان این امکان هست که در سال ٢٠٠٠ به کره مریخ بروند. در اینجا ما حکم بعضی افراد را به کلی میدهیم.
- آیا ما میتوانیم بگوییم که این امکانی که فلاسفه تا حالا به ماهیت نسبت دادهاند و این نکته سنجی- یعنی همین حیثیت تعلیلیه و حیثیت تقییدیه- (استاد: البته اصطلاح حیثیت تعلیلیه و حیثیت تقییدیه در جای دیگر به کار رفته است) دربارهاش نشده است به واسطه این بوده است که اصلا ما این معنای انتساب امکان به ماهیت را از همین امکان استعدادی اولًا گرفتهایم و بعد آنجا به ماهیت نسبت دادهایم؟ که منشأ اشتباه این بوده است که فهم معنای امکان استعدادی برای ما خیلی واضح بوده است بعد آمدهایم ماهیت را هم یک چیزی فرض کردهایم و یک امکان استعدادی به ماهیت نسبت دادهایم.
استاد: بله، شک ندارد که همینطور بوده است، منتها اینطور نیست که اول امکان استعدادی را شناختهاند- به همین نحوی که بعدها شناختهاند- و بعد رفتهاند امکان ذاتی را به آن قیاس کردهاند. اصلا از اول، امکان استعدادی را دیدهاند، یعنی آنچه که دیدهاند درواقع این بوده است نه اینکه این را شناخته باشند.
- بله، ممکن است به زبان نیاورده باشند و در کتاب هم ننوشته باشند ولی آنچه که برایشان محسوس و قابل مشاهده بوده است همین امکان استعدادی است.