مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٨ - سؤال از لِم
اصل برمیگردد [١].
سؤال از لِم
در مرحله بعد سؤال از چرایی است، یعنی «لِم» [٢]. سؤال از چرایی هم دو نوع است. «چرا» سؤال از علت است، ولی گاهی سؤال از علت فاعلی است و گاهی سؤال از علت غایی. (البته از یک نظر بازگشت علت غایی به علت فاعلی است).
مثلًا ما یک وقت سؤال میکنیم: چرا خارهای این ساعت حرکت میکند؛ یعنی چه نیرویی آن را به حرکت در میآورد؟ و یک وقت سؤال از غایت میکنیم: این ثانیه شمار که حرکت میکند برای چه حرکت میکند؟ یعنی برای چه هدفی در حرکت است؟ یا در مورد انسانها که کارهایشان از روی غایت است مثلًا میپرسیم:
چرا این کلاس را انتخاب کردی؟ این «چرا» در اینجا سؤال از غایت است؛ یعنی باعث تو، محرک تو، هدف تو در این کار چیست؟ معمولًا هر دو را با «لِم» میآورند.
در اینجا به تفکیک میان «لِم فاعلی» و «لِم غایی» فعلًا نظر ندارند، بلکه میگویند دو تا چرا داریم: چرای ثبوتی و چرای اثباتی، لم ثبوتی و لم اثباتی. این، دو نوع سؤال است برای ذهن. لم ثبوتی سؤال از علت است در متن واقع، یعنی سؤال از علت وجود عینی شیء است. بیماری تب میکند؛ یکی سؤال میکند: این چرا تب کرده است؟ یعنی آن علتی که سبب تب شده است چیست؟ ولی قسمتی از چراهایی که ما مطرح میکنیم سؤال از دلیل شیء است. مثلًا دو طبیب با یکدیگر درباره تب یک مریض مشورت میکنند، میخواهند علت این تب را به دست بیاورند. یکی میگوید: این بیمار عفونتی در کبدش پیدا شده است. دیگری میگوید: چرا؟ یعنی میخواهد بگوید به چه دلیلی، به چه علامتی تو این را میگویی؟.
[١].- قاعده فرعیه از همین جا استنباط میشود؟.
استاد: «ثبوت شیء لشیء فرع لثبوت المثبت له» در همین هلیات مرکبه جاری است نه در هلیات بسیطه.
[٢].- مرحله پنجم.استاد: سه مرحله بود که هر مرحلهاش دو مرحله میشد: ما چهار مرحلهاش را گفتیم. به یک اعتبار این مرحله پنجم است.