مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٨ - ٣ قول اشاعره
در این بعد زمانی خودش تا یک مقدار بسیار زیادی مثلًا چند صد میلیون سال به جلو کشیده شده است. بحث ما این است که آیا این کشش و امتداد در یک جا محدود میشود یا همینطور الی غیرالنهایه ادامه دارد؟ این بحث درواقع به این معنی نیست و روح مطلب (که بعد هم درباره آن بحث میکنیم) این نیست که این چیزی که در این زمان وجود ندارد چرا این را نکشیدیم به جلو و نبردیم در زمان قبل؛ نه، این در همان مرتبه خودش باشد؛ بلکه بحث این است که چرا مرتبه قبلش وجود ندارد و چرا مرتبه قبل از قبلش وجود ندارد و چرا مرتبه قبل از قبل از قبلش وجود ندارد؟.
- یعنی میفرمایید چرا مرتبه قبلش خلق نشده است؟ چون خلق نسبت به ذات باری است؛ نسبت به مخلوق که نیست.
استاد: نسبت به ذات باری باشد؛ میخواهیم بگوییم این عالم چرا وجودش از این طرف محدود است. البته حرف غزالی را بعد مطرح میکنیم.
- آیا شما فقط نشئه مادی را درنظر دارید یا عوالم غیرمادی را هم درنظر میگیرید؟.
استاد: ما فعلًا بحثمان نشئه عالم طبیعت است؛ چیز دیگری نیست.
- عوالم دیگری را هم که میشود گفت.
استاد: در مورد عوالم دیگر بحث زمان مطرح نیست.
- بنابراین بجای اینکه ما شروع عالم را از یک آنی درنظر بگیریم که این اشکال بر آن وارد شود که این مستلزم انقطاع فیض ذات باری است میتوانیم قائل بشویم که عالم مادی از یک آنی شروع شده است ولی عوالم دیگر و نشئات دیگر وجود داشته و انقطاع فیض صورت نگرفته است.
استاد: این چیزی است که ما میگوییم، متکلم که این مقدار را هم قائل نیست. ما بحثمان در مورد حرف متکلمین بود. متکلم روی همان مبنا که مناط احتیاج به علت را حدوث میداند میگوید غیر از ذات باری قدیمی وجود ندارد. او به عوالمی که آن عوالم هم حادث زمانی نباشند قائل نیست. من حرف فلاسفه را میگویم؛ آنها به عوالم دیگر غیر از این عالم مادی قائل هستند و در مورد آن عوالم بحث زمان مطرح نیست. فلاسفه راجع به عوالم دیگر بحث حدوث زمانی را نمیآورند؛ بحث حدوث زمانی را در مورد عالم طبیعت میآورند.