مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - نظر صدرالمتألّهین
مرتبه نیستی است و در مرتبه بعد از مرتبه ذات، هستی پیدا میکنند. پس در مورد ممکنات این تقدم و تأخر رتبی میان هستی و نیستی هست.
نظر میرداماد
میرداماد بدون آنکه به حرف متکلمین برگردد و بدون آنکه حرف فلاسفه را رد کند آمد و یک نظریه بدیعی ابراز کرد. وی گفت: حرف فلاسفه به جای خودش درست است، ولی اگر ما به دنبال حدوثی برای عالم میگردیم، به دنبال حدوثی میرویم که وجود عالم تأخر واقعی داشته باشد از عدم عالم، نه صرفاً تأخر ذهنی و مرتبهای و عقلی. این حدوثی که شما [فلاسفه] میگویید درست است اما فقط اعتبار عقل است (که بعداً در بحث اقسام «سبق» هم بیان خواهیم کرد)؛ یعنی واقعاً در مراتب عقل مرتبه نیستی ممکن بر مرتبه هستیاش تقدم دارد ولی این بیشتر جنبه عقلی و ذهنی دارد و واقعی نیست. آنچه متکلمین میگویند اگر درست باشد تأخر واقعی وجود عالم است بر عدم واقعی عالم. اما حدوث به آن معنا را که شما قبول ندارید؛ ما هم قبول نداریم. ولی نوع دیگر تأخر هستی از نیستی در عالم وجود دارد که واقعی است و نه فقط در مرتبه عقل بلکه در واقعیت وجود دارد؛ با آنچه که شما فلاسفه میگویید که فقط رتبی و ذهنی و عقلی است فرق دارد و درعین حال زمانی هم نیست بلکه دهری است؛ یعنی این تقدم و تأخر در مراتب طولی است نه در مرتبه زمانی و عرضی، به بیانی که در گذشته گفتیم.
نظر صدرالمتألّهین
صدرالمتألهین باز بدون آنکه آن حدوث ذاتی فلاسفه را نفی کند و بدون آنکه اسمی از حدوث دهری میرداماد ببرد- نه نفی کند و نه اثبات- یک نوع حدوث زمانی برای عالم ثابت کرد که واقعاً حدوث زمانی باشد بدون آنکه بازگشت به حرف متکلمین باشد؛ چرا؟ برای اینکه او اوّلًا با حرکت جوهریهای که برای جوهر و به تبع جوهر برای همه اعراض قائل شد ثابت کرد که ما در عالم هیچ چیز معینی که بشود انگشت روی آن گذاشت و گفت این قدیم زمانی است نداریم. حتی جوهر