مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - معنی امکان ذاتی در مورد ماهیت
نسبت میدهیم. همانطور که معالج بودن را که مال طبیب بود به فیلسوف نسبت میدادیم و میگفتیم این به دلیل آن است که فیلسوف و طبیب در اینجا با هم متحدند، احکامی را هم که مال وجود است به ماهیت نسبت میدهیم، چون ماهیت و وجود با یکدیگر متحدند یعنی یک شیء است که هم مصداق وجود است و هم مصداق ماهیت. این است معنای اینکه میگوییم: وجود موجود بالذات است و ماهیت موجود بالعرض؛ یا میگوییم: وجود معلول بالذات است و ماهیت معلول بالعرض؛ یا میگوییم: وجود مجعول بالذات است و ماهیت مجعول بالعرض.
معنی امکان ذاتی در مورد ماهیت
از همین جا ما نتیجه میگیریم که معنی امکان در ماهیت این نیست که ماهیت اوّلًا و بالذات متصف به امکان میشود، بلکه ماهیت به تبع وجود متصف به امکان میشود. اگر میگوییم ماهیت میتواند موجود شود آیا میتواند بدون حیثیت تقییدیه یعنی بدون شائبه مجاز موجود شود؟ چنین چیزی محال است [زیرا] معنایش این است که ماهیت میتواند اصالت پیدا کند. «میتواند موجود بشود» در مورد ماهیت به معنی این است که در ظلّ وجود میتواند موجود بشود، به تبع وجود میتواند موجود بشود، یعنی به عنوان اینکه حکم وجود را به آن سرایت بدهیم میتواند موجود بشود. پس اگر امکان را درباب ماهیات به کار ببریم به همین معنایی است که ذکر شد.
درباب امکان استعدادی دیگر ماهیت کلی مطرح نیست. ماهیت کلی اساساً هیچ امکان استعدادی ندارد. امکان استعدادی را ما به یک موجود به اعتبار سوابقش، به اعتبار وابستگیهایش و به واسطه وضع خاصش [نسبت میدهیم]، میگوییم این موجود این امکان استعدادی را امروز دارد، دیروز نداشت، فردا هم نخواهد داشت.
(ولی درمورد ماهیت، امکان یک معنای کلی است که آن معنای کلی را ازلًا و ابداً به او نسبت میدهیم). مثلًا میگوییم: این شیء امکانِ شدنِ فلان شیء دیگر را دارد.
«این شیء» همانی است که در سال گذشته چنین امکانی را نداشت ولی امسال این امکان را پیدا کرده است، سال دیگر این امکان از آن سلب میشود؛ یعنی بعد از اینکه «این»، «آن» شد دیگر امکانِ شدن ندارد، محال است که «آن»