مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٣ - ادوات استفهام
اینها غیر یکدیگرند. اینها انواع سؤالاتی است که ذهن درباره اشیاء میکند [١].
[١].- میشود مثالی لطف کنید برای وقتی که «چقدری» ثابت باشد و «چگونگی» متغیر و مختلف باشد؟.
استاد: همین آب را فرض کنید از نظر وزن ثابت است ولی چگونگیاش را- که در اینجا حرارت است- بالا میبرید.
- باز در اینجا یک کمیتی هم حرارت دارد که متناسب با خودش است.
استاد: میدانم؛ آن کمیت مال حرارت است نه کمیت حجمی. ما در اینجا دو کمیت داریم.
- یعنی یک کمیت دیگری ثابت میماند. این فرق نمیکند. آن مربوط به کیفیت دیگری است، منظورتان ...
استاد: بله، آن به این [مربوط] نیست. این آب الآن یک کمیتی دارد و یک کیفیتی. در مسأله حرارت قبلًا هم بحث کردیم که اگر حرارت را یک کیفیت بدانیم، کمیت حرارت تغییر نمیکند. این یک تعبیری است که ما میگوییم درجه حرارت میرود بالا؛ میگوییم ده درجه بود، بیست درجه شد، پنجاه درجه شد، صد درجه شد؛ نه، حرارت شدت پیدا میکند، بعد ما این را با یک کمیت میسنجیم و اسمش را میگذاریم «کمیت حرارت».
یک میزان الحرارهای اینجا میگذاریم، بعد آن یک حرکت کمّی میکند، درجهاش میرود بالا. تا این حرارت یک حد و شدت معینی دارد، اثرش این است که آن جیوه میزان الحراره فلان مقدار بالا برود. وقتی که اثرش بیشتر شد، جیوه بیشتر بالا میرود. ما چون شدت را نمیتوانیم اندازه گیری کنیم، میآییم آن را با یک کمیت اندازه گیری میکنیم و اسم این را میگذاریم «کمیت حرارت» در صورتی که این کمیت حرارت نیست.
- البته همه مسأله به اینجا ختم نمیشود.
استاد: بله، اگر کسی حرارت را انرژی بداند که این انرژی دائماً اضافه میشود، آن از نظر دیگر کمیت است؛ و الّا بالارفتن میزان الحراره کمیت حرارت نیست.
- بله، ولی هر دو ناشی از میزانی از حرکت است که چون آن میزان انرژی حرکتی مثلًا در این آب جوش و در این جیوه- که در کنار آن قرار گرفته- یکسان شده است، به هر دو مثلًا یک اندازه حرکت بخشیده است؛ یک چنین طوری؛ یعنی فیزیک جدید حرارت را به کمیت برمیگرداند.
استاد: آن را توجه دارم.
- آن که کیفیت ثانویه است که به کیفیت اولیه برمیگردد.
استاد: بله؛ مکرر مسأله حرارت و اصلًا بحث همه کیفیات را گفتهایم. تعریف کیفیتی که قدما میگفتند بر آن کیفیات مادی که امروزیها میشناسند اصلًا صادق نیست؛ یعنی اینها دیگر کیفیت نیستند.
قدما رنگ را یک کیفیت میدانستند چون آن را حالتی میدانستند که عارض بر جسم است، نه اینکه رنگ خود همان نور باشد. آنچه که امروزه «رنگ» مینامند، دیگر کیفیت نیست. این را که ما میگوییم به عنوان مثال ذکر میکنیم و الّا الآن شاید در عالم ماده و طبیعت آنچه که قدما [با عنوان] «کیفیت» تعریف میکردند هیچ نداریم. در عالم نفسانیات هم که یک سلسله کیفیات نفسانی میگفتند آنها هم از جنبه فلسفی مورد خدشه و مناقشه واقع شده است. مثل اینکه علم یا اراده را یک کیفیت نفسانی میدانستند؛ اینها هم قابل مناقشه است.
- پس این بحث انتقادی در مورد مسأله «کیفیت» هست.
استاد: بله هست. این مطلب در مبحث «مقولات» خواهد آمد. بحث کمیت هم همینطور است؛ مسأله کمیت هم قابل انتقاد است؛ یعنی اگر ما این آهن را میگوییم در اثر حرارت بر کمیتش افزوده میشود، اینطور نیست؟.
- یعنی در طولش.
استاد: در طولش است؛ طول کمیت است دیگر؛ بر طولش افزوده میشود.
اگر آهن آنطور که قدما معتقد بودند یک واحد متصل و یک امتداد پر میبود که این امتداد پر واقعاً بر امتدادش، بر طولش افزوده میشود، این تغییر کمّی بود. اما اگر واقعاً اینطور باشد که به چشم بیاید که این شیء کش پیدا کرده است ولی در واقع فواصل زیاد شده است، کمیتی تغییر نکرده است. این مثل این است که ما الآن اینجا جمعی هستیم که نشستهایم و دایره مانندی تشکیل دادهایم. حال اگر مقداری فاصله ما زیادتر بشود، دورتر قرار بگیریم، در اینجا کمیتی تغییر نکرده است [زیرا] این اعتباراً یک دایره است، واقعاً که دایره نیست. در واقع یک نقطههایی اینجا وجود دارد نه اینکه یک خط وجود دارد و این خط انبساط پیدا کرده است؛ نه، خط انبساطی پیدا نکرده است، بلکه نقاطی که از هم فاصله داشتهاند فاصله آنها زیادتر شده است. این خدشهها و مناقشهها هست.