مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - ادوات استفهام
جنبههای مختلف میرسد]، چون تحلیل ذهنی غیر از تحلیل عینی است.
اشیاء دوگونه تحلیل میشوند: تحلیل عینی، که شیء تجزیه میشود در خارج و ترکیب میشود در خارج؛ و دیگر- که آن خیلی مهم است و کار منطق و فلسفه است- تحلیل پذیری اشیاء است در ذهن، نظیر دسته بندی کردن اشیاء. در تجزیه و ترکیب خارجی مسأله جزء و کل مطرح است یعنی شیء را در خارج به اجزائش منقسم میکنیم. در تحلیل ذهنی و عقلی مسأله جزئی و کلی مطرح است، دسته بندیها مطرح است.
مثلًا یک وقت ما شیئی را تحلیل میکنیم در خارج؛ انسانی را زیر چاقویی تشریح میکنیم، تکه تکه میکنیم؛ و یا آب را با یک وسائل فنی تجزیه میکنیم به اجزاء و عناصر اولیه آن. اما تحلیلهای ذهنی و عقلی این گونه نیست. نظیر دسته بندیهایی است که در مورد حیوانات یا گیاهان و یا جمادات میکنیم. مثلًا حیوانات را در درجه اول تقسیم میکنیم به حیوان تک سلولی و حیوان چندسلولی.
تک سلولی را تقسیم میکنیم به چندگونه، و چند سلولی را تقسیم میکنیم به چند گونه دیگر.
یک وقت حیوان تک سلولی را در لابراتوار تقسیم میکنید به غشاء خارجی و پروتوپلاسم و از این قبیل چیزها؛ و یک وقت حیوان تک سلولی را تحلیل یعنی تقسیم ذهنی میکنید؛ یعنی اقسام و انواعش را بیان میکنید و میگویید حیوانات تک سلولی چند نوع هستند. اینجا دیگر یک حساب و نظمی دارد که به اختیار ما نیست.
پس این جنبههای مختلف اشیاء یک وقت جنبه عینی هم دارد و در عالم عین هم مختلفند مثل کمیت و کیفیت، [و یک وقت چنین نیست و کثرت فقط ذهنی است].
یک وقت سؤال از «چقدری» میکنیم؛ یک وقت سؤال از «چگونگی» میکنیم.
گاهی سؤال میکنیم که این آب چقدر است؟ چند لیتر است؟ (از نظر حجم)؛ چند کیلو است؟ (از نظر وزن). گاهی سؤال از کیفیتش میکنیم: آیا گرم است یا سرد؟ با اینکه این شیء واحد است اینها عین یکدیگر نیستند و از یکدیگر قابل انفکاک هستند یعنی ممکن است چگونگیاش ثابت و چقدریاش متغیر باشد، و ممکن است چقدریاش ثابت و چگونگیاش متغیر باشد. این علامت این است که