مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - مفهوم وجوب، امکان و امتناع از معانی حرفی و مفاهیم انتزاعی و معقولات ثانیه فلسفی است
بسیار خوبی است، یعنی از کتب قابل مطالعه است.
- نه، من نخواندهام.
استاد: کتاب خوبی است. در همان اوایلش عنوانی دارد که به نظرم میآید تعبیر محترمانهای است برای اینکه شناسایی علمی، درواقع شناسایی نیست. گویا تحت عنوان «ارزش و حدود معرفت علمی» است، ولی وقتی که راجع به حدود و ارزش معرفت علمی خوب بحث میکند به این نتیجه میرسد که معرفت علمی هیچ گونه ارزش نظری ندارد و خلاصه زیرآبش از بیخ زده میشود.
- بله، هرچه هم علمیتر میشود بیارزشتر میشود.
استاد: خودش همین حرف را میگوید؛ میگوید شگفت این است که هرچه که علم پیش میرود روز به روز ارزش عملی و فنی علم بیشتر میشود و نظریات و ابزار علمی دقیقتر میشود، به طوری که ما امروزه میبینیم که انسان چه پیش بینیهای دقیقی بر اساس علم میکند ولی درعین حال ارزش نظری علم روز به روز دارد کمتر و ضعیفتر میشود؛ یعنی قابل توجیه نیست.
- یک بار خدمت شما عرض کردم که در سفر قبلی که من انگلستان بودم یکی از دوستان میگفت در دانشگاه یک سمیناری هست راجع به ارزش فلسفی مکانیک کوانتمی، که این مکانیک کوانتیک از بهترین دستاوردهای علم جدید است که خیلی مؤثر است. بعد میگفت همه کسانی که در آن سمینار شرکت داشتهاند کسانی بودهاند که هم در علم و هم در فلسفه غربی صاحبنظر بودهاند. بالاخره قطعنامه سمینار این بود که هیچ مبنای فلسفی معتبری برای مکانیک کوانتیک وجود ندارد؛ یعنی بکلی گیج بودند که این حرفهایی که میزنند نسبتش با واقعیت- یعنی همان چیزی که فلسفه دنبال آن است- چیست؛ یعنی در حالی که از یک طرف میبینیم این مکانیک کوانتیک جبهه پیشرفته علم است، ولی از لحاظ ارزش نظری و فلسفی که چه اندازه واقعی و حقیقی است همه گیجند و نمیتوانند از لحاظ فلسفی برای آن ارزشی قائل باشند.
استاد: و عجیب است؛ یک بخشی دارد در همین کتاب جهان بینی علمی، در آنجا هم از این حرفها و از این طنزگوییها و هوچی گریها دارد. اصلا یکی از خصوصیات راسل هوچیگری است. یک شخص هوچی است؛ و تعجب است که یک مرد دانشمند چرا این خصلت موذیگری و هوچیگری را دارد. اصلا نمیشود این حالت هوچیگری در نوشته هایش نباشد.
- این به اصطلاح هنرمندی اوست.
استاد: نه، بدجنسی است، خباثت است.
- لرد است.
استاد (باتبسم): آری، اشرافی است، فکر اشرافی است.
به هرحال یک بخشی دارد در این کتاب جهان بینی علمی و در آنجا بحثهایی پیش خودش کرده است از قبیل اینکه در جهان بینی دینی اصل علیت باید انکار بشود، چون در این جهان بینی شخص باید قائل به اختیار بشود و لازمه اختیار هم نفی قانون علیت است؛ و از این گونه حرفها.