مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - امکان، یک امر اعتباری است
لازم اعتباری داشته باشد ولی امر اعتباری امکان ندارد که لازم حقیقی داشته باشد.
امکان، یک امر اعتباری است
درمورد اینکه امکان یک امر اعتباری است نه یک امر عینی، همه حکما وحدت نظر دارند؛ چرا؟ برای اینکه وقتی امکان را بشکافیم میبینیم که امکان عبارت میشود از لااقتضائی یا عدم الاقتضاء. وقتی یک موضوع را نسبت به یک محمول میسنجیم یک وقت هست این موضوع اقتضای وجود این محمول را دارد، یک وقت هست اقتضای عدم این محمول را دارد و یک وقت هست که هیچ اقتضائی ندارد، نه اقتضای وجود این محمول را دارد نه اقتضای عدم این محمول را، بلکه لااقتضاء محض است. درموردی که موضوع اقتضای وجود محمول را دارد و ایجاب میکند وجود محمول را، میگوییم رابطه اینها با یکدیگر ضرورت است.
آنجا که موضوع محمول را از خودش طرد میکند و اقتضا میکند عدم محمول را، میگوییم رابطه ایندو با یکدیگر امتناع است. آنجا که موضوع نسبت به محمول یک حالت بیتفاوتی و بیطرفی دارد، یعنی نه اقتضای وجود آن را دارد و نه اقتضای عدمش را، میگوییم رابطه ایندو با یکدیگر امکان است. پس وقتی میگوییم:
«انسان ممکن الوجود است» یعنی انسان یک ماهیتی است که در این ماهیت نه اقتضای وجود است و نه اقتضای عدم. از این «نه اقتضایی» تعبیر به «امکان» میکنیم.
اکنون اگر یک ماهیتی مثل «انسان» را درنظر بگیریم، وقتی که این انسان- خود ذات انسان- در مقابل وجود انسان یک امر اعتباری باشد مانعی ندارد که این امری که از احکام آن است به نام امکان، یعنی این «اقتضاء نداشتن» هم یک امر اعتباری باشد. چون این مثال برای تمایز امر اعتباری و امر اصیل در مورد ماهیت و وجود است و یک مثال فلسفی است، بهتر است از غیر فلسفه مثال بزنیم؛ از مثالهایی که منطقیین میزنند و سادهتر است مثالی بیاوریم.
مثلا میگوییم: این جسم سفید است ولی سفید است بالامکان؛ یعنی این جسم خودش اقتضای سفید بودن را ندارد، اگر اقتضایی باشد از بیرون است، و خودش اقتضای سفید نبودن را هم ندارد؛ پس این جسم امکان سفیدی دارد. بنابراین آیا