مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - ٤ امکان استقبالی
اتفاقاً مسأله جالبی است یعنی از یک نظر قابل توجه است و آن اینکه:
ما درباره آنچه وجود دارد یا وجود داشته است یعنی درباره حال و گذشته اگر سخن بگوییم میبینیم که انواع امکان و نقطه مقابلش انواعی از وجوب و یا امتناع فرض میشود: این شیء موجود را از آن جهت که طرف مخالفش ضروری نیست یعنی از جهت اینکه خودش ممتنع نیست میگوییم ممکن به امکان عام است؛ از آن جهت که نه طرف موافقش ضروری است و نه طرف مخالفش یعنی نه وجودش ضروری است و نه عدمش، میگوییم ممکن به امکان خاص است؛ از آن جهت که فرضاً ضرورت وصفی و ضرورت وقتی هم ندارد میگوییم ممکن به امکان اخص است؛ و از آن جهت که فرضاً ضرورت بشرط محمول هم ندارد باز احیاناً همین اصطلاح «امکان اخص» را در موردش به کار میبریم و میگوییم ممکن به امکان اخص است. اینها اصطلاحات منطقی قضیه است. همچنین در قسمتی از فصلهای پیش که مربوط به بحثهای فلسفی بود میگفتیم مثلا هر ممکن بالذاتی یا واجب بالغیر است یا ممتنع بالغیر؛ یعنی اگر علل وجودش موجود باشد واجب بالغیر است و اگر علل وجودش موجود نباشد ممتنع بالغیر است.
همه اینها (وجوب یا ضرورت غیری، ضرورت ذاتی، ضرورت وصفی، ضرورت وقتی، ضرورت بشرط محمول و نقطه مقابل: امکان عام، امکان خاص و امکان اخص به هر دو معنی و به هر دو موردش) را در مورد امور گذشته و امور حاضر درنظر گرفتن کار سادهای است و حسابش روشن است، اما در مورد آینده چطور؟ آیا میان آینده از یک طرف و زمان حاضر و زمان گذشته از طرف دیگر فرق است؟ این خودش یک مسألهای است و مسأله جالبی هم هست.
درباره یک حادثه موجود و تحقق پیدا کرده، یعنی حادثه موجود در زمان حال و حادثهای که به هر حال متلبس به لباس وجود شده و به هر حال تحقق پیدا کرده است چه در زمان حاضر و چه در زمان گذشته، ما میگوییم: این واجب بالغیر است از آن جهت که علتش موجود بوده است. اگر ضرورت وصفی یا وقتی هم داشته باشد میگوییم: ضرورت وصفی دارد یا ضرورت وقتی دارد. ضرورت بشرط محمول هم دربارهاش اعتبار میشود؛ میگوییم: این حادثه موجود، موجود است بالضروره. اما درباره حادثهای که تاکنون وجود پیدا نکرده و نه در گذشته و نه در زمان حاضر تحقق نیافته است چه میشود گفت؟