مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - ٦ امکان بالغیر
باشد، چون عدم المانع جزء علت تامه است- ممتنع بالغیر میشود.
پس هر ممکن بالذاتی با اینکه بالذات ممکن الوجود است درواقع و نفس الامر یا واجب الوجود است یا ممتنع الوجود، یعنی یا واجب الوجود بالغیر است یا ممتنع الوجود بالغیر، چون اگر علتش موجود باشد واجب الوجود بالغیر است و اگر علتش معدوم باشد ممتنع الوجود بالغیر است.
از این جهت است که میگویند: «الممکن محفوفٌ بالضرورتین و بالامتناعین» یعنی بر هر ممکنی دو ضرورت و دو امتناع احاطه پیدا کرده است؛ یعنی از میان ضرورتها وامتناعها بیرون نیست؛ یا مقرون به ضرورتهاست یا مقرون به امتناعها. با اینکه به حسب ذات خودش امکان ذاتی دارد ولی از دو ضرورت و دو امتناع هرگز خارج نیست. آن دو ضرورت یکی همین ضرورتی است که گفتیم، یعنی ضرورت به شرط علت، و یکی دیگر ضرورتی است که بعداً بحث آن خواهد آمد و آن ضرورت به شرط محمول است. امتناع هم یکی امتناع به شرط عدم علت است و دیگری امتناع به شرط عدم محمول که بحث آن بعداً خواهد آمد.
پس تا اینجا ما چند قسم را فهمیدیم: ضرورت بالذات، امکان بالذات، امتناع بالذات، که میشود سه قسم؛ ضرورت بالغیر و امتناع بالغیر هم دو قسم؛ جمعاً میشود پنج قسم. اکنون میرسیم به امکان بالغیر.
٦. امکان بالغیر
امکان بالغیر چگونه است؟ میگویند امکان بالغیر دیگر یک فرض ابتدائی و یک امر نامعقول است؛ چرا؟.
ما گفتیم ضرورت بالغیر معنایش این است که شیء ضرورتش را از غیر خودش کسب کرده باشد. قهراً باید شیء ممکن بالذات باشد تا ضرورتش را از غیر کسب کرده باشد، چون اگر ضرورت بالذات داشته باشد که دیگر نمیتواند در عین اینکه ضرورت بالذات دارد ضرورت بالغیر داشته باشد، یعنی همان ضرورت درعین اینکه بالذات است بالغیر هم باشد. ممتنع بالذات هم که نمیتواند ضرورت بالغیر داشته باشد. فقط ممکن بالذات است که ضرورت بالغیر دارد.
در مورد امتناع بالغیر هم مسأله به همین صورت است؛ یعنی نه واجب بالذات