مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - مقصود از اینکه ظرف اتصاف این معقولات خارج است چیست؟
میشود بر آب، یک حالتی است که این حالت ضمیمه میشود به ذی الحالة.
اما این معانی- که داریم درباره آنها بحث میکنیم- اینطور نیستند. اینها نه وجود مستقل و بینیاز از اشیاء دیگر دارند و نه حتی به صورت یک حالتِ ضمیمه شده به اشیاء در خارج وجود دارند. پس اینها چگونهاند؟
مقصود از اینکه ظرف اتصاف این معقولات خارج است چیست؟
اینها به صورت یک صفت در خارج وجود دارند که این صفت هیچ وجودی ندارد مگر وجود همان خود موضوع؛ یعنی آن موضوع همانطور که مصداق ماهیت خودش هست مصداق این هم هست. از این جهت است که اینها را میگوییم «معانی انتزاعی». اینها همه- و اگر نگوییم «همه» لااقل باید بگوییم «غالباً»- چیزهایی هستند که نحوه وجودشان در خارج از قبیل وجود معانی حرفیه است که در ذهن گاهی به معنی اسمی تبدیل میشوند ولی در خارج اینچنین نیستند. مثال میزنیم:
میگوییم «ابتدای حرکت». آیا هر حرکتی ابتدا دارد یا ابتدا ندارد؟ لااقل بعضی حرکات ابتدا دارند. حال ما روی هر حرکتی بحث نمیکنیم؛ حرکاتی را درنظر میگیریم که ابتدا دارند. مثلًا حرکت یک مگس را درنظر میگیریم که از این دیوار حرکت میکند، میرود آن طرف مینشیند. این مگس حرکتش یک ابتدا دارد.
«ابتدا» برای حرکت چگونه حالتی است؟ چگونه صفتی است؟ آیا جزئی از این حرکت را ما میگوییم «ابتدای حرکت»؟ مثلًا این حرکت که یک دقیقه طول کشیده است آیا یک ثانیه، یک دهم ثانیه، یک صدم ثانیه، یک میلیونیم ثانیه از این حرکت یعنی جزئی از این حرکت را ما میگوییم «ابتدای حرکت»؟ نه، هرجزء حرکت را که درنظر بگیریم باز خود آن جزء حرکت نیم اول دارد و نیم آخر، ابتدا دارد و انتها، همهاش نمیتواند ابتدا باشد. پس ابتدای حرکت چیست؟ ما حد اوّلی از حرکتی را که محدود به دو حد و دو نهایت است «ابتدا» و آن حد آخری را «انتها» میگوییم، ولی حد حرکت که حرکت نیست.
این درست مثل این است که ما یک کمیت غیرحرکت داشته باشیم. فرض کنید ما یک جسم یک متری داریم. این جسم یک متری هم دو طرف دارد: «این طرف» و «آن طرف». آیا طرفش جزئی از خودش است؟ آیا یک ذرهای از آن را میگوییم