مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٦ - اعتبارات ماهیت (٢)
اعتبارات ماهیت (٢)
گفتیم بحث «اعتبارات ماهیت» بحث جدیدی در فلسفه است. مقصود این است که در زمان بوعلی به این شکل نبوده است و یک مقدارش از خود بوعلی شروع شده است و بعد در زمان و زبان خواجه این بحث به صورت یک مسأله در «امور عامّه» در آمده است و بعد هم دقتهای دیگری در اطرافش شده است.
این تقسیم بندی به این شکل شده است که ماهیت چند جور اعتبار میشود: یک وقت «لابشرط» اعتبار میشود، یک وقت «بشرطلا» اعتبار میشود و یک وقت «بشرط شیء». در واقع فیلسوفان که این بحث را مطرح میکنند منظورشان در رابطه ماهیت با وجود است: یک وقت هست که ما ماهیت را لابشرط از وجود اعتبار میکنیم، یک وقت هست ماهیت را بشرطلا از وجود اعتبار میکنیم، و یک وقت هست که ماهیت را بشرط شیء از وجود اعتبار میکنیم. ولی البته این اختصاص به مسأله وجود ندارد؛ در اینجا چون مسأله «امور عامه» مطرح است مسأله ماهیت و وجود مطرح است.
بهطور کلی هر طبیعت و ماهیتی در ذهن انسان نسبت به هر قیدی از قیود که بر آن وارد میشود یا امکان ورود دارد، این اعتبارات مختلف برای آن فرض میشود.
مثلًا انسان نسبت به قید علم؛ یک وقت انسان را اعتبار میکنیم لابشرط از علم و از