مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - وجود نفسی و وجود رابط
برخی دیگر از قضایا داریم که اینها قضایای ثُلاثی است، یعنی قضایای سه رکنی.
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج١٠ ٣٠ وجود نفسی و وجود رابط ..... ص : ٢٩
یه سه رکنی قضیهای است که علاوه بر موضوع و محمول یک امر دیگر هم دارد که آن امر دیگر را «وجود رابط» مینامند (که قبلًا احیاناً به آن «وجود رابطی» میگفتهاند و حالا باید «وجود رابط» بگوییم)، مثل آنجا که موضوع را مفروض الوجود گرفته و محمولی را به آن نسبت میدهیم، مثلًا میگوییم: «زید قائم است» یا: «انسان کاتب است».
میگویند اینها دو نوع قضیه است. در اولی که میگوییم: «انسان موجود است» وجود و هستی به عنوان یک مفهوم مستقل محمول واقع شده است. انسان موضوع است و هستی به عنوان یک مفهوم مستقل- یعنی یک مفهوم اسمی- محمول واقع شده است؛ یعنی هستی را شما بر انسان حمل کردهاید؛ حکم کردهاید به وحدت انسان و هستی. «انسان موجود است» حکم به وحدت انسان و هستی است. ولی در دومی که میگوییم: «انسان کاتب است» معنایش این است: «انسان هست کاتب» که ما در فارسی اغلب با «است» تعبیر میکنیم. در اینجا که میگوییم: «انسان کاتب است» یا میگوییم: «انسان هست کاتب»، محمول کاتب است ولی یک «هست» ی در اینجا رابط واقع شده است.
ممکن است کسی بگوید در قضایای قسم اول هم همینطور است. در قضایای قسم اول که میگوییم: «انسان موجود است» انسان موضوع است و موجود محمول است و یک «رابط» ی هم هست. در قضیه «انسان کاتب است» نیز انسان موضوع است و کاتب محمول است و یک «رابط» ی هم در کار است. فرقش چیست؟.
میگوییم فرقش این است که در قضیه «انسان موجود است» حکم شده است به «ثبوتُ شی ءٍ» نه به «ثبوتُ شی ءٍ لشی ءٍ»، ولی در قضیه «انسان کاتب است» حکم شده است به ثبوتُ شی ءٍ لشی ءٍ. «انسان موجود است» [١] معنایش این نیست که.
[١].- در زبان فارسی بهتر نیست که بجای «انسان موجود است» بگوییم «انسان هست»؟.
استاد: بله، اگر بگوییم: «انسان هست» البته رساتر است؛ یعنی «انسان هست» و «الانسانُ موجودٌ» در عربی خیلی به یکدیگر نزدیکاند.
- که اگر اینطور بگوییم دیگر این توهم پیش نمیآید که اینجا هم احتیاج به وجود رابط است.
استاد: بله، این توهم لفظی پیش نمیآید.