مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - مقدمه سوم
مقدمه دوم
مقدمه دیگر اینکه تجزیههای ذهنی از این جهت برخلاف تجزیههای خارجی است که ترکیب خارجی همیشه به صورت مرکب شدن دو جزء یا بیشتر است در عرض یکدیگر، مثل دو عنصر که از آنها آب به وجود میآید، ولی درمنطق ثابت شده است که ترکیب ذهنی باید به صورت جنس و فصل باشد؛ یعنی چه؟ یعنی باید یکی از آنها اعم باشد از آن مرکب و دیگری متساوی باشد با آن مرکب و قهراً یکی از آنها باید مبهم باشد و دیگری متعین، یکی ابهام داشته باشد و دیگری تعین او باشد. امکان اینکه یک ماهیت مرکب شود ازدو عنصر ذهنی که هر دو از خودش اعم باشند نیست؛ امکان اینکه هر دو از خودش اخص باشند نیست؛ امکان اینکه هر دو با آن مساوی باشند نیست؛ و امکان اینکه یکی از آندو مساوی آن و دیگری اخص از آن باشد هم نیست. یک راه بیشتر ندارد. اگر ماهیتی و مفهومی در ذهن مرکب باشد از دو عنصر، فقط یک راه دارد که مرکب باشد از دو جزء [و آن این است] که یکی از آن دو جزء اعم از خودش باشد و جزء دیگر با خودش مساوی باشد که منظور از تساوی به اصطلاح «تساوی شمولی» است مثل تساوی انسان و ناطق که هر انسانی ناطق است و هر ناطقی انسان است. ولی حیوان که جزء دیگر مفهوم انسان را تشکیل میدهد اعم است: هر انسانی حیوان است ولی هر حیوانی انسان نیست.
مقدمه سوم
مقدمه سوم این است که اگر ما مفهومی داشته باشیم که اعم از آن مفهوم قابل تصور نیست، این مفهوم نمیتواند مرکب باشد، چون اگر مرکب باشد باید جنسی داشته باشد که از خودش اعم باشد و فرض این است که اعم از این مفهوم چیزی فرض نمیشود، مثل مفهوم «شیء» و مفهوم «وجود» (که مساوی با مفهوم شیء است). چنین مفهومی اگر مرکب باشد باید [یک جزء آن] اعم از خودش باشد و وقتی ما برهان داریم که هیچ مفهومی نمیتواند اعم از این مفهوم باشد پس این