مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠ - حدوث جوهری (١)
از حدوث عالم همان تصوری است که عوام الناس دارند و معمولًا فیلسوفان اروپا هم تصورشان به همین نحو است که این جهان را که درنظر بگیریم و مقداری به گذشته و به عقب برگردیم (حال دیگر به انصاف ما بستگی دارد که چقدر به عقب برگردیم، ده هزار سال، یک میلیون سال، ده میلیون سال یا میلیاردها میلیارد سال) بالاخره هستی یک نقطه آغاز زمانی دارد، یعنی به یک نقطه میرسیم که دیگر «آن طرفتر» ندارد.
وقتی از زمان حال شروع میکنیم و میرویم جلو، امروز میرویم به دیروز که دیروز قبل از امروز بوده است و از دیروز میرویم به پریروز که پریروز قبل از دیروز بوده است و به همین نحو جلو میرویم، بالاخره به یک نقطه آغاز زمانی میرسیم.
البته نگویید که مفهوم «روز» از زمین ما پیدا شده است؛ مقصود وقت و زمان است که قبل از این ساعت، ساعت قبل بوده و قبل از ساعت قبل هم ساعت قبل از آن بوده است و همینطور الی آخر. اگر همینطور به عقب برگردیم- حال اینکه چقدر به عقب برگردیم فرق نمیکند؛ فرض کنید میلیاردها میلیارد سال به عقب برگردیم- بالاخره به نقطهای میرسیم که زمان از نظر امتداد پایان میپذیرد و زمانیات هم پایان میپذیرد؛ دیگر قبل از این چیزی وجود ندارد و قبل از این وقت و قبل از این زمان هم دیگر زمانی وجود ندارد.
«عالم حادث زمانی است» از نظر متکلمین به این معنی است که این هستی عالم یعنی همین هستیای که از آن «آنِ» معین شروع شده است مسبوق است به نیستی؛ یعنی قبل از این هستی که از آن نقطه شروع شده است نیستی و لاشیء مطلق است.
البته در اینجا قهراً این سؤال برای متکلمین مطرح میشده است که اگر قبل از این هستی هیچ چیزی نبوده است سبقت هم دیگر معنی ندارد، چون شما میگویید عالم از این نقطه آغاز شده است و پیش از این چیزی نبوده است. اینکه میگویید پیش از این چیزی نبوده است باید اول یک «پیش» فرض کنید که در آن «پیش» چیزی نبوده است و حال آنکه روی حساب شما «پیش» ی هم نبوده است، چون این «پیش» ی که شما میگویید، از زمان درست میشود؛ اگر زمان باشد «پیش» ی هست، اگر زمان نباشد «پیش» ی هم نیست.
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج١٠ ٤٠٠ حدوث جوهری(١) ..... ص : ٣٩٩
گویند: درست است ولی مقصود ما این است که ذهن ما یک بعد موهوم و