مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧ - بحث سوم معانی امکان
بالغیر است. پس همیشه ممکنها درمیان واجبها و ممتنعها هستند. هر ممکنی یا واجب است یا ممتنع ولی یا واجب بالغیر است یا ممتنع بالغیر. حالت امکان خالص یعنی امکانی که در آن حال، [ممکن] نه واجب بالغیر باشد نه ممتنع بالغیر محال است.
پس قهراً امکان بالذات با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر جمع میشود و قهراً امکان بالذات یک امر تحلیلی عقلی است، یعنی با تحلیل عقل برای ماهیت اعتبار میشود؛ یعنی این امری که الآن واجب بالغیر است وقتی که عقل، خودش را قطع نظر از علتش درنظر میگیرد آن را ممکن میبیند، ولی این «قطع نظر» برای ما یک اعتبار است و الّا واقعاً علتی وجود دارد. درحالی که علتش وجود دارد از وجود علت قطع نظر میکنیم و میگوییم ممکن بالذات است، یا درحالی که علتش معدوم است از عدم علت قطع نظر میکنیم و میگوییم ممکن بالذات است. اما درواقع یا علت وجود دارد یا علت معدوم است. پس با «صرف نظرکردن» اعتبار میشود و این یک اعتبار واقعی است. از این جهت است که میگویند: «الممکن من ذاته أن یکون لیس و من علته أن یکون أیس». این است معنای این شعر که میگوید:
عُروضُ الامْکانِ بِتَحْلیلٍ وَقَع | وَهْوَ مَعَ الْغَیرِی مِنْ ذَینِ اجْتَمَع | |