مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥ - حرکت عمقی ذهن در معرفت اشیاء یا نفوذ از ظاهر به باطن و از فنومن به نومن
چنین چیزی وجود دارد؛ یعنی وجود ماده برای ما یک «استنباط» است. این استنباط یعنی چه؟ یعنی ما از مجموع این علائم و نشانهها به وجود چیزی که هیچ وقت بهطور مستقیم نمیتواند به ما رخ بنماید و اساساً رخش همینها هستند، پی میبریم و به وجودش یقین داریم.
پس این مسأله باز غیر از مسأله تعمیم و گسترش دادن است؛ این یک نفوذی است که معرفت در عمق اشیاء میکند و حال آنکه این معرفت را حس به او نرسانده است. حس آیهها و نشانههای آن را به او نشان داده است. این محسوس برای ما مثل یک فلش شده است، فلشی که به یک درون دارد اشاره میکند که یک چنین چیزی است.
حرکت عمقی ذهن در معرفت اشیاء یا . نفوذ از ظاهر به باطن و از فنومن به نومن
این است که ذهن در معرفت خودش یکی از کارهایی که میکند نفوذ در باطن است. ذهن میتواند از ظاهر اشیاء به باطن آنها و یا به قول کانت از «فنومِن» به «نومن» نفوذ کند. ظاهر یعنی همان حد محسوسات و باطن یعنی آنچه که به حس درنمی آید. یکی از کارهای مهم ذهن نفوذ در باطن است. فنومن که این حرفها را به ما نمیگوید. به قول جلال الدین دوانی حس فقط به ما میگوید «بیاض». تا من در مرحله حس هستم «بیاض» و «ابیض» اساساً برای من یک چیز است. عقل است که به واسطه نفوذ خودش در باطن اشیاء به من میگوید: نه، این «بیاض» یک چیزی در زیر خودش دارد به نام «ابیض» که این «بیاض» صفت اوست.
پس ما در معرفتهای تصدیقی میتوانیم نفوذی به این نحو یعنی یک نفوذ عمقی هم بکنیم که این غیر از آن حرکتهای صعودی است که از جزئی به کلی سیر میکنیم و از کلی در حالی که گسترش دادهایم بار دیگر به سوی جزئیات برمیگردیم؛ یعنی اول از جزئی به سوی کلی میرویم، بعد در کلی یک حرکت افقی گسترش داده شده میکنیم و دومرتبه سیر نزولی میکنیم و میآییم باخارج تطبیق میکنیم. غیر از اینها ذهن در معارف خودش یک کار دیگر هم دارد و آن این است که یک نفوذ عمقی در باطن اشیاء میکند و در این نفوذ عمقی است که باز در مرحله تصدیقات حقایق