مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - تفکیک میان علیت و ضرورت محال است
مقدّمتاً عرض کنیم برای مطلب دیگر.
تفکیک میان علیت و ضرورت محال است
آیا میشود گفت که شیئی علت برای شیئی باشد ولی درعین حال ضرورت نباشد؟ یعنی آیا میشود تفکیک کرد میان علیت و ضرورت؟ جواب این است که نه، نمیشود، برای اینکه اگر ما فرض کنیم که این شیء در ذات خودش اقتضای وجود ندارد مانند اینکه فرض کنیم این آب در ذات خودش اقتضای گرم شدن ندارد و نیاز به عاملی دارد که آن را گرم کند (اگر عاملی وجود نداشته باشد که چنین اقتضائی در ذات این نیست) اکنون وقتی که عامل وجود پیدا کرد- همان عاملی که ما اسمش را علت میگذاریم- آیا با وجود این عامل و با وجود همه شرایطی که لازم است تا آب گرم شود، یعنی با مجموع عواملی که احیاناً ما میگوییم گرمی این آب معلول آن عوامل است باز وضع به همان صورت است و چنین اقتضائی در کار نیست؟ آیا این گرمی که از این عامل پیدا شده است به حکم ضرورت پیدا شده است؟ یعنی آیا با وجود این عامل، دیگر نمیشد که این گرمی وجود پیدا نکند یا نه، در وقتی هم که این عامل وجود پیدا کرده است بازهم میشد که وجود پیدا نکند، معذلک وجود پیدا کرده است؟ یعنی آیا همان گونه که این شیء فی حد ذاته وجودش ضرورت ندارد با فرض وجود عامل هم وجودش ضرورت ندارد و با اینکه وجودش ضرورت نداشته است معذلک وجود پیدا کرده است؟.
جواب این است که این محال است؛ چرا؟ برای اینکه فرض بر این است که عامل هم که وجود پیدا کرده است باز با فرض وجود این عامل وجود این شیء ضرورت ندارد، یعنی ممکن است این عامل وجود داشته باشد و درعین حال آن شیء وجود پیدا نکند، مثلا این آتش وجود داشته باشد و درعین حال آن آب گرم نشود، پس این به حال اول خودش باقی است، یعنی در همان مرحله امکان خودش باقی است.
پس همانطور که اگر این عامل نبود این شیء خود به خود وجود پیدا نمیکرد اگر با فرض وجود عامل هم ضرورتی در کار نباشد و بخواهد وجود پیدا کند باز منجر به این میشود که این شیء خود به خود وجود پیدا کرده است؛ چرا؟ برای اینکه فرض این است که الآن هم این شیء، هم امکان وجود دارد هم امکان