مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - معقولات ثانیه منطقی و شناخت عالم خارج
است به نوعیت. حیوان در ذهن متصف است به جنسیت. ناطق در ذهن متصف است به فصلیت. کاتب در ذهن متصف است به عرضی خاص بودن. ماشی در ذهن متصف است به عرضی عام بودن. تمام اینها صفاتی است که در ذهن عارض معانی میشود.
بعد میرویم به باب قضایا. خود قضیه بودن را درنظر میگیریم. قضیه بودن مگر مال خارج است؟ مثلًا این کتاب در خارج سفید است. آیا وقتی میگوییم این کتاب سفید است، این در خارج [به صورت] قضیه است؟ نه، در خارج قضیه نیست؛ هیچ چیزی نیست. وقتی کتاب را در ذهن میبرم و رنگ کتاب را هم در ذهن میبرم و بعد در ذهن رنگ را بر کتاب حمل میکنم آن وقت حالت قضیه بودن پیدا میشود. قضیه بودن حالتی است که درظرف ذهن عارض دو شیء، یکی به نام موضوع، یکی به نام محمول و امر دیگری به نام نسبت میشود. حتی موضوع بودنِ موضوع در ظرف ذهن است. این در خارج نه موضوع است نه محمول. موضوع واقع شدن موضوع در ظرف ذهن است. محمول واقع شدن محمول هم در ظرف ذهن است.
بعد به سراغ سایر معانی میرویم. به باب برهان و باب قیاس میرویم. به مفاهیمی از قبیل حجت بودن، برهان بودن، قیاس بودن، صغری بودن، کبری بودن، نتیجه بودن و امثال اینها برخورد میکنیم. اینها همه صفاتی است که در ذهن پیدا میشود. در خارج، ما صغری و کبری نداریم. ما در ذهن صغری و کبری داریم. مثلًا میگوییم: «الف ب است و ب ج است پس الف ج است». آیا در خارج شما میتوانید صغری و کبری پیدا کنید؟ اگر الف و ب و ج در خارج باشند آیا این الف و ب و ج رابطه صغری و کبری دارند؟ این رابطهها را ذهن برقرار میکند.
معقولات ثانیه منطقی و شناخت عالم خارج
مسأله عجیب این است که این معانی و صفات درعین اینکه معانی و صفاتی هستند برای معقولات اوّلی که درظرف ذهن پیدا میشوند و اینها هیچ در ظرف خارج وجود ندارند ولی درعین حال همینها سبب و ابزار شناخت اشیاءاند در خارج. ما در خارج قضیه نداریم، در ذهن قضیه داریم، ولی همین قضیه واقع شدن در ذهن سبب شناخت شیء میشود در خارج. ما صغری و کبری و نتیجه شدن در