مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - پاسخ اشکال اول
پاسخ اشکال دوم
اما اشکال دوم که گفتهاند ارتفاع نقیضین لازم میآید. اینها خیال کردهاند که اگر دو مفهوم داشتیم نقیض یکدیگر و هر دو ارتفاع یک چیز بودند این میشود ارتفاع نقیضین؛ نه، همیشه دو نقیض که ما داریم یکی رفع دیگری است. مثلًا اگر ما یک امر مثبتی داریم مثل «بیاض»، نقیضش میشود «لابیاض». ایندو نقیض یکدیگرند.
ارتفاع اینها این است که هم «لابیاض» صدق کند که ارتفاع بیاض است و هم «لالابیاض» صدق کند که ارتفاع «لابیاض» است؛ یعنی هم «بیاض» مرتفع شود به واسطه لابیاضی و هم «لابیاض» مرتفع شود به لالابیاض. اما اگر ما لابیاض را رفع کنیم و بجای آن لالابیاض را (که مساوی با بیاض است) اثبات کنیم آیا ارتفاع نقیضین شده است؟ نه، این که ارتفاع نقیضین نیست. اگر ما بیاض را رفع کنیم بشود لابیاض، لابیاض را هم رفع کنیم بشود لالابیاض، که در آنِ واحد هم بیاض رفع شود هم لابیاض، این میشود ارتفاع نقیضین؛ اما اگر لابیاض را رفع کنیم بشود لالابیاض ولی لالابیاض را (که مساوی میشود با بیاض) دیگر رفع نکنیم بلکه اثبات کنیم، این ارتفاع نقیضین نیست.
مثال واضحش این است که خود مفهوم «عَمی» (کوری) عدمی است. عمی یعنی لابَصَری؛ لابصری را ما میگوییم «عمی». رفع «عمی» به چیست؟ به لاعمی. حال اگر در موردی لاعمی صادق بود آیا ارتفاع نقیضین شده است؟ نه. در مورد هر بصیری لاعمی صادق است. «لاعمی صادق است» مساوی با این است که بصیر بودن صادق است. ارتفاع نقیضین در کار نیست.
اینها در مورد امکان هم خیال کردهاند که اگر امکان عدمی بود لاامکان ارتفاع نقیضین است. نه، لاامکان یا مساوی است با امتناع و یا مساوی است با وجوب، نه اینکه ارتفاع نقیضین شده باشد.
پاسخ اشکال اول
و اما برهان دیگری که اقامه کردهاند؛ حاجی جواب میدهد که این حرف