مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - ملاک معلولیت « از او بودن » است نه حدوث
ملاک معلولیت « از او بودن » است نه حدوث
اکنون میخواهیم ببینیم که ملاک معلولیت این وجودی که در این نقطه از زمان است آیا نبودش روی این خط است در گذشته الّا در این نقطه، یا ملاک معلولیتش «بودنش از آن» است؟ «بودن از آن» یعنی وجودی که ترشحی از آن است، تنزلی از آن است، از ناحیه آن رسیده است. مسلّماً ملاک معلولیتش این دومی است.
اکنون اگر این جهت، یعنی جنبه «از او بودن»، «از آنِ او بودن»، «انّا للّه بودن» یعنی اینکه ما از آنِ او هستیم محفوظ باشد، اگر این «از آنی» و «از اویی» محفوظ باشد ملاک معلولیت هست. اگر این وجود نه تنها روی این نقطه از زمان باشد بلکه همه این زمان را هم گرفته باشد ولی با حفظ جنبه «از اویی»، با حفظ جنبه «از آنی»، با حفظ جنبه مکتسب بودن از او، با حفظ جنبه للّه بودن، از او بودن، برای او بودن، از آنِ او بودن، باز ملاک معلولیت هست.
بنابراین همان یک وجود حادث را وقتی که ما تحلیل میکنیم در این وجود حادث دو حیثیت میبینیم: یک حیثیت اینکه در این نقطه از زمان بر روی این خط زمانی هست و در سایر نقاط این خط نیست، حیثیت دیگر اینکه این وجودی که الآن در این نقطه هست بودنش از اوست، یعنی حیثیتِ فیض او بودن، ترشح او بودن، قائم به او بودن، او قیوم این بودن و وابستگی داشتن این به او که این وابسته به اوست.
آیا ملاک معلولیتش نبودش در آنجاست؟ نه، این هیچ تأثیری در معلولیتش ندارد. ملاک معلولیتش «از او بودن»، وابسته به او بودن، قائم به او بودن و مکتسب از او بودن است. وقتی که ملاک این است پس هیچ فرقی نمیکند که آن وجود فقط یک نقطه از زمان را اشغال کرده باشد یا تمام نقاط زمان را اشغال کرده باشد ولی این جنبه «از اویی» در او محفوظ باشد.
پس، از این جهت است که میگوییم آن چیزی که معلول را نیازمند به علت کرده است آن نبود قبلی نیست؛ آن نبود قبلی باشد یا نباشد تأثیری در معلولیت ندارد. آن چیزی که معلول را نیازمند به علت کرده است این است که نحوه وجودش نحوه وجود وابسته است، یعنی ماهیتش فی حدّ ذاته خلأ دارد، یعنی ماهیتش