مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - امکان ذاتی و امکان استعدادی اشتراکشان معنوی است
آنجاست که ماهیت را بهطور مبهم و کلی درنظر میگیریم و وجود را هم به عنوان یک مفهوم مطلق درنظر میگیریم. آیا انسان ممکن الوجود است؟ بله، یعنی کلی انسان قطع نظر از اینجا، آنجا، این فرد، آن فرد، ممتنع الوجود نیست؛ واجب الوجود هم نیست؛ حرف درستی هم هست. اما این انسان که ممتنع الوجود نیست و واجب الوجود هم نیست و اکنون میخواهد وجود پیدا کند به چه نوع وجودی میتواند وجود پیدا کند؟ به هر نوع وجودی؟ نه، به یک نوع وجود خاص، به وجود جوهری نه وجود عرَضی، به وجود امکانی نه وجود وجوبی مثلًا. باز آیا این وجود جوهری باید وجود حلولی باشدیا وجود غیرحلولی؟ باید وجود حلولی باشد. آیا این وجود حلولی در هر مادهای امکان وجود دارد؟ نه، در ماده خاص، در نطفه انسان نه در غیر نطفه انسان.
اکنون که در نطفه انسان امکان وجود دارد آیا در نطفه هر انسانی امکان وجود دارد؟
آیا «عمرو» هم از این نطفه میتواند به وجود بیاید، «زید» هم از این نطفه میتواند به وجود بیاید، یا از هر نطفهای یک انسان خاص به وجود میآید؟ از هر نطفهای یک انسان خاص به وجود میآید. آخرش مسأله برمیگردد به یک نسبت خاص میان دو وجود.
امکان ذاتی و امکان استعدادی اشتراکشان معنوی است
بنابراین امکان ذاتی و امکان استعدادی اشتراکشان درواقع لفظی نیست بلکه معنوی است؛ یعنی آن نظریه درست است که ملاصدرا در بعضی از کلماتش میگوید که امکان استعدادی همان امکان ذاتی است وقتی که آن را خوب دقیق و متعین کردهایم. وقتی که امکان ذاتی را خوب دقیق و متعین کنیم و آن را در خارج مشخص کنیم به امکان استعدادی میرسیم؛ یعنی وقتی که رابطه میان دو شیء را به صورت حال و آینده درنظر بگیریم میبینیم که این حال فقط با یک فرد معینی از آینده رابطه امکانی دارد و با غیر آن رابطه امتناعی دارد [١].
[١].- مثل نطفه خاص مثلًا با این شخص.
استاد: بله، یک نطفه خاص با آن شخصی که بعد، از این به وجود میآید، حتی برادرش هم نه؛ یعنی از این نطفه فقط همان آقای زید امکان وجود دارد، آن برادرش هم که باید وجود پیدا کند نه. حتی اگر اینها بخواهند دوقلو باشند باز از هر جزء از آن نطفه فقط یکی از ا وجود میآید؛ آن یکی معین ونه غیر او.