مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - امکان ذاتی و امکان استعدادی اشتراکشان معنوی است
اکنون شما میگویید پس آن فرقهایی که میان امکان ذاتی و امکان استعدادی قرار دادیم چه میشود؟ شما گفتید مثلا امکان استعدادی از ممکن زایل میشود و امکان ذاتی زایل نمیشود. پاسخ این است که آن که زایل نمیشود از این جهت است که اصلًا ما آن را به یک مفهوم کلی نسبت دادهایم. ما در آنجا به فرد کاری نداشتیم؛ چون به یک مفهوم کلی نسبت دادهایم آن دیگر زوال و عدم زوال ندارد.
این که زایل میشود از این جهت است که آن را به یک شیء خاص متغیر متحول نسبت میدهیم. وقتی که نسبت میدهیم میگوییم این الآن رابطه امکانی با آن آینده دارد؛ وقتی که آن آینده در او محقق شد واضح است که زایل میشود و این زایل شدن اشکالی ندارد [١].
[١].- پس نحوه اشتراک امکان ذاتی و امکان استعدادی نحوه اشتراک ماهیت یک چیز است با وجودش.
استاد: تقریباً چنین است؛ یعنی نحوه اختلاف آنها نحوه اختلاف حکم وجود است با حکم ماهیت؛ یعنی اول ما حکم ماهیت را با یک وجود مطلقی بیان میکنیم، اسمش میشود «امکان ذاتی»، ولی بعد که میآییم کم کم قضایا را کوچک و دقیق میکنیم و رابطه میان وجودات- این وجود خاص کنونی بایک وجود آینده- را بیان میکنیم اسمش میشود «امکان استعدادی». آن وقت اشکال حرف شیخ هم در اینجا رفع میشود.
- استاد! این به واسطه این است که شما به اصطلاح اصالت وجودی فکر کردهاید.
استاد: بله.
- حال اگر کسی اصالت ماهیتی فکر بکند دیگر مطلب به این صورت نیست.
استاد: این خودش یکی از ادلهای است که ثابت میکند اصالت وجود درست است و اصالت ماهیت اصلا باطل است.
- از این طرف میگوییم: اگر ما ماهیت را درنظر بگیریم بعد ببینیم این ماهیت متحقق باشد، حالا اگر شما در اینجا بگویید «ماهیت انسان ممتنع الوجود است به وجود واجبی» میگوییم نه.
استاد: نه، بنابر اصالت ماهیت دیگر ما وجود واجبی و وجود امکانی نداریم، وجود یک مفهوم انتزاعی بیش نیست. وقتی که وجود، حقیقت شد آن وقت وجود وجوبی داریم و وجود امکانی، و وجود جوهری داریم و وجود عرضی. وقتی وجود خودش یک مفهوم انتزاعی است دیگر همه احکام مال ماهیت است.
- پس شما نمیتوانید مسألهای را از این راه اثبات بکنید، چون او میگوید من این ماهیت را درنظر میگیرم بعد میگویم این ماهیتی که درنظر گرفتهام میتواند وجود واجبی پیدا کند یا نه.
استاد: او بنا بر اصالت وجود این حرف را میگوید. بنا بر اصالت وجود تقدم مال وجود است؛ یعنی این ماهیت اگر بخواهد تحقق پیدا کند- که تحققش به تبع وجود است- این