مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - (١) سبق و لحوق یا تقدم و تأخر
جلو است یا راکفلر؟ فرض کنید میگویند فورد جلو است؛ این از او جلو افتاده است.
و باز اقسام دیگری از تقدم و تأخر داریم که این اقسام را اگرچه عرف به کار نمیبرد ولی در عین حال عقل آنها را درک و کشف میکند. البته در مورد بعضی از اینها ممکن است کسی بگوید که این حقیقت نیست و در واقع مجاز است و تشبیه است. ولی برخی از اینها قدر مسلّم این است که حقیقت است و تشبیه و تمثیل و مجاز نیست. حال ما مواردی را که از نظر همه فلاسفه قدر مسلّم این است که هیچ شائبه مجازی در آنها نیست و آنها را نوعی تقدم و تأخر یا سبق و لحوق میدانند ذکر میکنیم [١] و بعد به دنبال ملاک آنها میرویم.
توضیح اینکه وقتی ما اقسام سبق و لحوق یا تقدم و تأخر را بیان میکنیم و میگوییم تقدم و تأخر بر چند قسم است: زمانی، رتبی، عِلّی، شرفی، تجوهری (یا ماهوی)، دهری و غیره، در واقع میخواهیم بگوییم که همه اینها در یک امر با یکدیگر مشترکند و آن اینکه در همه اینها تقدم و تأخر هست و در یک امر با یکدیگر اختلاف دارند و آن اینکه در هر قسمی از این اقسام، ملاک تقدم و تأخر غیر آن چیزی است که در قسم دیگر است. پس درحقیقت در وهله اول دو مسأله را باید در اینجا روشن کنیم:
یکی اینکه اصلًا خود تقدم و تأخر را بفهمیم و ببینیم که اصلًا خود این تقدم و تأخر به چه معنی است؛ یعنی این معنا را بشکافیم و تحلیل کنیم. اینکه میگوییم ذهن ما تقدم و تأخر را درک میکند، ذهن ما چه معنایی را درک میکند که آن را «تقدم و تأخر» مینامد؟ هر ذهنی این مطلب را درک میکند اما شکافتن و تحلیل آنچه که ذهن درک میکند کار سادهای نیست.
دیگر اینکه این اقسام مختلف تقدم و تأخر از کجا پیدا میشود؟ لابد با اینکه همه اقسام در آن معنا که اسمش «تقدم و تأخر» است شریک هستند در یک جنبهای با یکدیگر اختلاف دارند و آن همان ملاک تقدم و تأخر است که در هر یک.
[١]. البته «همه فلاسفه» که میگوییم، چنین نیست که همه فلاسفه در این جهت وحدت نظر داشته باشند، بلکه برخی از آنها بعضی از اینها را حقیقت میدانند و بعضی را ممکن است تحویل به بعضی دیگر کنند یا آنها را نوعی مجاز و نوعی تشبیه بدانند.