مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - مقدمه دوم
کشش واقع شده است و در واقع وجودش هم با وجود زمان دو وجود نیست بلکه یک وجود است و خودش مرتبهای از مراتب زمان است. به دلیل اینکه این شیء در مرتبهای از مراتب زمان است و بلکه در حقیقت خودش مرتبهای از مراتب زمان است میگوییم این شیء در این زمان واقع شده است. مثلًا میگوییم: سعدی در هفتصد سال پیش وجود داشت؛ حافظ در ششصد سال پیش وجود داشت و بوعلی در هزار سال پیش وجود داشت؛ یعنی آن قسمت از زمان- که حتی یک امر جدایی هم نیست- ظرف وجود این است.
حال اگر موجوداتی داشته باشیم غیرزمانی، برای آنها هم به حسب مراتب وجود خودشان ظرف اعتبار میشود. در مورد موجودات غیرزمانی هم میگوییم این شیء «در» آنجا وجود دارد، یعنی مرتبه وجودش آن است. همانطور که وقتی میگوییم این شیء در زمان قرار دارد در واقع داریم مرتبه وجودش را مشخص میکنیم که در چه مرتبهای از مراتب زمان واقع است و مرتبه وجودش از نظر زمان چیست، برای موجودات غیرزمانی هم ظرف اعتبار میشود؛ میگوییم: این شیء در آن ظرف قرار دارد، که این کلمه «در» قهراً نه مکان است و نه زمان بلکه حکایت از مرتبه میکند. این یک مقدمه است [١].
مقدمه دوم
مقدمه دوم که متمم مقدمه اول است این است که حکیم- که مقصود ما از حکیم فیلسوف الهی است- برای وجود دو سلسله قائل است: سلسله عرضی و سلسله طولی، ولی طبیعی دان یا عالم طبیعی برای وجود فقط یک سلسله قائل است و آن همان سلسله عرضی یا موجودات زمانی است. طبیعی دان برای وجود یک سلسله را میبیند و بس و آن همان سلسله اموری است که در زمان قرار دارند و رابطه علیتشان هم از نوع رابطه علیت زمانی است که این علیت زمانی از نظر فیلسوف.
[١]. البته حاجی بعد آمده است در شرح مسألهای خیلی به نحو اجمال و اشاره ذکر کرده است که واقعیت موجودات زمانی هم یک وقت به نحو «حرکت قطعی» است و یک وقت به نحو «حرکت توسطی». تبیین این مسأله که چگونه و به چه نحو است خودش بحثی دارد که در مبحث حرکت خواهد آمد. این مسأله را در اینجا اصلا نباید بحث کنیم، اگر بخواهیم بحث کنیم یک هفته وقت میخواهد.