مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - مقدمه اول ( موارد کاربرد تعبیر « ظرفیت »)
را گرفته بود و بر آن احاطه داشت و در دیروز واقع شد؟ نه.
تازه حداکثر این است که خود زمان یک بعد از ابعاد وجود این عالم است. ما فعلًا بحث حقیقت زمان را نمیکنیم، واقعیت آن به هر شکلی که میخواهد باشد.
وقتی که ما میگوییم این «در زمان» واقع شد لااقل در تصور بشر و در توهم ما چنین است که زمان یک امتدادی است که این حوادث گاهی بر یک قسمت خاصی از این امتداد و کشش منطبق است و گاهی بر یک نقطهای از این امتداد و کشش منطبق است. هر حادثهای به منزله یک قطعه خط یا نقطهای است که روی این خط ممتدی که ما تصور میکنیم و در ذهن ما فرض میشود یا واقعیت هم دارد (که فعلًا روی این جهت بحث نمیکنیم) واقع شده است.
مثلًا اگر میگوییم این درس در فلان ساعت واقع شد، این درس یک کششی دارد و یک امتدادی دارد که روی قطعهای از آن امتداد بسیار ممتد واقع شده است یعنی بر آن منطبق است. اگر این حادثه ما یک حادثه بیزمان- مثل وصولات- باشد که دیگر زمان نمیخواهد و در «آن» واقع میشود، بر یک نقطه از امتداد زمان منطبق میشود. اگر حادثه ما یک امر زمانی است یعنی امتداد و کشش دارد منطبق با قطعهای از زمان است. ولی به هر حال زمان، یک شیئی که بر همه وجود این حادثه احاطه پیدا کرده باشد نیست.
بنابراین در مورد مسأله ظرفیت، آن معنای عوامانه معروف باید از ذهن ما بیرون بیاید که هروقت میگوییم یک شیء ظرف یک شیء دیگر است فوراً دو جسم را تصور کنیم که یکی را در داخل دیگری وارد کردهاند و این بر تمام ابعاد وجود آن احاطه دارد. ما حتی در مورد خدا میگوییم خدا در خارج است، اما وقتی میگوییم خداوند در خارج وجود دارد هیچ وقت تصور ما این نیست که خارج یک وجودی است محیط بر وجود خداوند.
پس مقدمه اول این است که هر موجودی از موجودات وجودش یک ظرف دارد. این آقایان [یعنی حکمای اسلامی] میگویند: همان گونه که موجودات زمانی در ظرف زمان واقع هستند موجودات غیرزمانی هم در ظرف خاص خود واقع هستند.
اینکه میگوییم موجودات زمانی در ظرف زمان واقع هستند یعنی زمان یک امتداد و یک کششی است و هر موجودی در قسمتی و در مرتبهای از مراتب این