مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - بهترین مثال برای امور مشکک
را بهتر درک میکنیم [١]:
گفتیم معنای تقدم و تأخر این است که دو امر در یک امر سوم با یکدیگر اشتراک داشته باشند و هرچه که یکی از ایندو از امر مشترک دارد دیگری دارد و دیگری از این امر مشترک چیزی دارد که اولی ندارد. معنایش این میشود که آن مابه الاشتراک در این وجود دارد و در آن هم وجود دارد ولی مابه الامتیاز ایندو از یکدیگر عین مابه الاشتراک است، چون قضیه به شدت و ضعف برمیگردد.
اصلًا شدت و ضعف- خود شدت و ضعف- غیر از این معنی ندارد که مابه الاشتراک و مابه الامتیاز یکی باشد. وقتی که ما میگوییم یک امر به شدت و ضعف در اینجا وجود دارد، نه این است که این امر در اینجا مخلوطی دارد که در آنجا ندارد؛ بلکه در اینجا خودش است، در آنجا هم خودش است؛ در اینجا غیر از خودش چیزی نیست، در آنجا هم غیر از خودش چیزی نیست؛ ولی اینجا از همان خودش چیزی دارد که آنجا ندارد؛ یعنی از آن امر مشترک، این چیزی دارد که آن ندارد.
بهترین مثال برای امور مشکک
بهترین مثالش مسأله حرکت و سرعت است. اگر ما دو حرکت داشته باشیم، یکی با سرعت ده کیلومتر در ساعت و دیگری با سرعت صد کیلومتر در ساعت، اینها هر دو حرکتند. ولی آیا از این دو حرکت، اولی که ده کیلومتر در ساعت است حرکت است و دومی که صد کیلومتر در ساعت است حرکت است بعلاوه یک چیز دیگری که به آن اضافه شده است؟ یعنی آیا یک چیز دیگری غیر از حرکت در اینجا وجود پیدا کرده است؟ وقتی که آن بُطؤ و این سرعت را درنظر میگیریم آیا در اینجا یک امر علاوه بر حرکت پیدا شده است که نامش «سرعت» است؟ آیا یک چیز دیگری به حرکت ضمیمه شده است؟ یا آن یک درجه از حرکت است و این هم یک درجه از حرکت است؟.
[١]. گو اینکه با این بیانی که الآن عرض کردم یادم نیست که خود صدرالمتألهین در باب تقدم و تأخر مطلب را به این نحو بیان کرده باشد، ولی این نتیجه گیری از حرف او میشود و شاید در لابلای حرفهایش هم پیدا شود.