مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٢
اعتبار دیگر مقسم [١].
[١].- ما متوجه نشدیم که فرق نظریه شما با نظریه حاجی در چیست؟ آنها هم همینطور جواب میدهند.
استاد: نه، آنها این گونه جواب ندادهاند. آنها اولًا تقسیم را سه گانه گرفتهاند نه چهارگانه.
ثانیاً تقسیم را تفکیک نکردهاند که ذهنی است یا خارجی؛ طوری گرفتهاند که یک قسمش ذهنی در میآید و دو قسمش خارجی، که این غلط است، برای اینکه ماهیت لابشرط را میگویند ذهنی و کلی عقلی است ولی ماهیت بشرط لا و بشرط شیء را میگویند خارجی و عینی است؛ در صورتی که این گونه نیست؛ نمیتواند یک تقسیم طوری صورت بگیرد که یک قسمش ذهنی باشد و یک قسمش عینی.
- اینکه شما میفرمایید ماهیت چهار قسم است درست نیست، زیرا قسم چهارم مانند دیگر اقسام نیست.
استاد: نه، قسم است چون واقعاً ماهیت در ذهن چهار جور وجود پیدا میکند.
- یک جور وجود است و آن یک جور وجود را سه جور میشود اعتبار کرد.
استاد: نه، ماهیت به اعتبار وجودش تقسیم نمیشود. شما اگر ماهیت را به اعتبار وجودش در نظر بگیرید ...
- ما به اعتبار وجودش به چهار قسم قائل میشویم.
استاد: نه، نفس وجودش نیست. من میگویم ماهیت یک وقت در ذهن وجود پیدا میکند در حالی که هیچ قیدی همراهش نیست حتی قید لابشرطیت؛ یعنی این در عرض اوست.
- این دیگر تقسیم نیست.
استاد: چرا، تقسیم است. وقتی این میآید در ذهن اینها هیچکدام نیستند و وقتی که اینها میآیند این دیگر نمیتواند در ذهن باشد.
- استاد! اگر این نباشد که آن سه قسم نمیتوانند باشند.
استاد: اعتباری که این به موجب آن، قسم است غیر از اعتباری است که به موجب آن مقسم است. شما اعتبارها را با هم مخلوط میکنید. این به اعتبار اینکه مقسم است مقسم همه اینهاست و مقسم خودش هم هست و به اعتبار اینکه قسم است در عرض اینها قرار میگیرد و با اینها تطابق دارد.