مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٩
هم به آن توجه دارند و حاجی هم در اینجا توجه کرده است و آن مسأله دقیق تجرید و تخلیط است [١].
در اینجا باید ابتدا این مطلب را به صورت مسأله دیگری طرح کنیم تا ببینیم چطور جواب میدهند. اگر کسی گفت که ماهیت یا موجود است در خارج یا موجود است در ذهن یا نه موجود است در خارج و نه موجود است در ذهن، این تقسیم درست است یا غلط؟ غلط نیست. اینکه میگوییم ماهیت یا موجود است در ذهن و یا موجود است در خارج، در اینجا مقسم چیست (در حالی که تقسیم درست است)؟ اگر میگویید خود ماهیت، خود همین ماهیت که مقسم است موجود در ذهن است. آیا این مقسم یک کینونتی دارد در ورای ذهن و ماورای خارج؟ یک چیزی که نه در خارج است و نه در ذهن منقسم شده به امر ذهنی یا خارجی؟ چنین چیزی هست؟ خیلی سؤال سادهای است [٢].
مقسم شما ماهیت موجود در ذهن است ولی وجودش را شما در نظر نمیگیرید.
این را میگویند «تجرید»؛ یک نوع تجریدی که فقط فلاسفه به کار.
[١].- استاد! سؤال را یک بار دیگر بفرمایید که مطلب [روشنتر شود].
استاد: یک اشکالی بود که از آقا علی مدرس نقل کردیم که ماهیت چهار قسم است؛ یک بار ذات ماهیت را اعتبار میکنیم، حتی قید لابشرطیت را هم در اینجا اعتبار نمیکنیم؛ و راست میگوید، این خودش یک نوع ماهیت است. خوب، این را با آن لابشرط مقسمی چطور فرق میگذارید؟ لابشرط قسمی را گفتید که مقید به لابشرطیت است ولی این قسم را که حتی قید لابشرطیت را هم ندارد چطور به عنوان قسم درست میکنید؟.
اتفاقاً این هم درست است و خیلی معنای دقیقی هم هست که باید خیلی توجه کرد.
[٢].- هر دو وجود خارجی است.استاد: مقسم چیست؟ مقسم خود ماهیت است. میگوییم آن که مقسم است با چه جدا شده از قسم خودش؟ در حالی که مقسم عبارت است از اینکه با اضافه به یک قید میشود یک قسم و با اضافه به قید دیگر میشود قسم دیگر. انسان منهای خصوصیت زردی میشود انسان. انسان با زردی میشود قسم، با سیاهی میشود قسم. شما آنجا که مقسم را ماهیت قرار میدهید دو قسم دارد: یکی وجود ذهنی و دیگری وجود خارجی.
اصلًا مقسم میتواند چیزی باشد غیر از این و غیر از آن؟.
- وجودی که برایش در نظر نمیگیریم.
استاد: احسنت، در نظر نمیگیرید نه اینکه نیست و به همین شکل مشکل حل میشود.