مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١ - ریشه تاریخی مسأله مرجح حدوث عالم در لایزال
اینجاست که برای آن کسانی هم که قائل به قدم عالم هستند، نه از نظر حدوث کل عالم، بلکه از نظر حدوث حوادث و موالید عالم مسأله مهمی پیش میآید به نام «ربط حادث به قدیم» و یا به تعبیری که متأخّرترها آوردهاند «ربط متغیر به ثابت».
اما اینکه راه حل این مسأله چیست، چون خود این مسأله بعدها مطرح خواهد شد [١] و ضمناً طرح آن خود بحثی طولانی است، باشد تا در موقع مقتضی خودش مورد بحث واقع شود.
پس آن کسانی که قائل به قدم عالم هستند، از نظر کل عالم دچار اشکالی نمیشوند ولی از نظر اجزاء عالم، یعنی از نظر موالید و حوادث عالم و نه از نظر اصول عالم با یک چنین سؤالی مواجه هستند، که با طرح بحث «ربط حادث به قدیم» به شکلی آن را جواب دادهاند. ولی کسانی که عالم را به کلی و در اصل و اساس خودش حادث میدانند اینها در اصل و اساس عالم دچار اشکال هستند که واجب تعالی علت تامه عالم است و علت تامه قدیم است و عالم که معلول است حادث است؛ چگونه قدیم میتواند معلول حادث داشته باشد و حادث معلول شیء قدیم باشد؟ این لازمهاش انفکاک معلول از علت تامه است و نیز لازمهاش انقطاع فیض ذات باری تعالی است. این را تحت عنوان «فی مرجّح حدوث العالم فیما لایزال» ذکر کردهاند، با اینکه میتوانستند تحت همان عنوانی که ما گفتیم ذکر کنند. بهتر هم این بود که این عنوان عوض میشد. ما اکنون ریشه تاریخیاش را ذکر میکنیم و بعد آن روح مطلب را بیان میکنیم، زیرا آنچه مهم است و عمده مسأله است همین روح مطلب است که باید تشریح شود.
ریشه تاریخی مسأله مرجح حدوث عالم در لایزال
این مسأله مرجح، از این جهت عنوان شده است که فلاسفه مطلب را اینچنین طرح میکنند، میگویند اشیاء در طبیعت که حادث میشوند نیاز به علت تامه دارند و تا علت تامه شیء نباشد شیء حادث نمیشود. آنچه که اینها آن را «علت موجده».
[١]. فصل پنجم از فریده سوم (درباره افعال ذات باری) از مقصد سوم (درباره الهیات بالمعنی الاخص) از شرح منظومه تحت عنوان «غرر فی ربط الحادث بالقدیم».