مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨١ - ٨ سبق دهری
دارند «لکن کل ما یکون للمتأخر من الامر المشترک یکون للمتقدم و یکون للمتقدم من الامر المشترک ما لایکون للمتأخر». دیدیم که این تعریف در بعضی موارد مثل «تقدم بالترتیب» خیلی خوب صادق بود ولی بعد باید ببینیم که آیا در همه موارد، این تعریف به خوبی و به سهولت قابل پیاده شدن هست یا نه.
دوم اینکه ملاکها را در اینجا به دست بیاوریم و در مورد هریک از اقسام ببینیم ملاک تقدم و تأخر چیست. ما فعلًا بهطور اجمال ملاکها را بیان کردیم ولی بیش از این باید در این مورد بحث شود.
ما در مورد تقدم زمانی حتی اسمی از ملاک نبردیم که ملاک در آنجا چیست، چون مسأله در آنجا تا اندازهای مشکلتر است، بعد باید آن را ذکر کنیم.
در مورد تقدم بالرتبه یا تقدم بالترتیب گفتیم که ملاک این است که امر سومی وجود دارد که در انتساب به این امر سوم متقدم و متأخر اشتراک دارند ولی در همین امری که اشتراک دارند هرچه متأخر از این انتساب دارد متقدم دارد و متقدم چیزی از این مشترک دارد که متأخر ندارد.
در مورد تقدم بالطبع هم گفتیم که ملاک «وجود» است که باز بیشتر باید دربارهاش بحث شود.
در مورد تقدم بالعلیه گفتیم که ملاک «وجوب» است.
در مورد تقدم بالحقیقه هم گفتیم که ملاک باز همان حقیقت یعنی نفس واقعیت و واقعی بودن است.
در تقدم دهری هم به تعبیر میرداماد ملاک به اصطلاح همان بودن در متن واقع است که البته تصورش تا اندازهای مشکل است.
اینها مسائلی بود که به آنها اشاره کردیم ولی بیش از این باید درباره آنها بحث بشود و مخصوصاً مسأله زمان و تأخر زمانی مشکل بیشتری دارد. ببینیم آیا همه اینها را میتوانیم در یک جا و در یک تعریف بگنجانیم یا نه.
البته در اینجا نظریات دیگری هم هست. شیخ اشراق بالخصوص در اینجا نظریهای دارد که تا اندازهای قابل توجه است. او خواسته است بعضی از این تقدمها را اصل بگیرد و بعضی تقدمهای دیگر را فرع، و از جمله میخواهد تقدم بالزمان را به تقدم بالطبع برگرداند، که این مطلب هم لازم است یک مقدار دربارهاش بحث شود.