مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - پاسخ اشکال سوم
خودش عدمی است، این «نیستی» هم عدمی است، پس دو نقیض را رفع کردهایم.
امکان عدمی است پس خودش رفع است، همین عدمی را هم ما رفع کردهایم پس شده است رفع نقیضین. این هم دلیل دوم اینها، گرچه حرف خیلی بیسر و تهی است.
دلیل سوم
گفتهاند اگر اینها (وجوب و امکان و امتناع) امور اعتباری باشند لازم میآید وجوب واجب الوجود هم اعتباری باشد. معنی اینکه وجوب واجب الوجود اعتباری است این است که به اعتبار عقل ما بستگی دارد؛ اگر ما تعقل کنیم واجب الوجود را آن وقت واجب است، اما اگر در ذهن ما نیاید و ما تعقل نکنیم و اعتبار وجوب برای او نکنیم او دیگر واجب الوجود نیست. پس واجب الوجود بودن او بستگی دارد به اینکه ما اعتبار وجوب کنیم. (نظیر ارزشهای اگزیستانسیا لیستی میشود که ارزش خودش واقعیتی ندارد، من به آن اعطای ارزش میکنم). پس واجب الوجود در ذات خودش وجوب ندارد، ما به آن اعطای وجوب میکنیم، ما برای او اعتبار وجوب میکنیم که اگر اعتبار ما نبود او واجب الوجود نبود.
ادله قائلین به عینی بودن مواد ثلاث را گفتیم. جواب همه اینها واضح است. ما از اشکال سومشان شروع میکنیم (برخلاف ترتیبی که گفته شد).
پاسخ اشکال سوم
اما راجع به واجب الوجود. اینها گویی اشتباه کردهاند میان آن اعتباری قراردادی عقلایی که در عالم عین هیچ منشأ انتزاعی ندارد و همه چیزش بستگی دارد به فرض فارض و قرارداد قراردادکننده، و آن اعتباری انتزاعی که در عالم عین منشأ انتزاع دارد. در اعتبار به معنی قرارداد عقلایی، قراردادکنندگان بر طبق یک مصلحتی و بر طبق یک غایت قرارداد میبندند که فلان قانون را معتبر بدانند و محترم بشمارند، مثل اعتبار مالکیت که یک قرارداد اجتماعی است و جامعه آن را اعتبار کرده است. اگر جامعه به حسب قرارداد مالکیت من را نسبت به این تسبیح