مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - فرق سوم
میتواند نداشته باشد. پس آن به منزله اصل است برای این و این به منزله فرع است برای آن. هرچه که امکان ذاتی دارد هم میتواند امکان استعدادی داشته باشد و هم میتواند امکان استعدادی نداشته باشد. مثلًا میگوییم انسان یک ماهیتی است که امکان ذاتی دارد. این ماهیت امکان ذاتی دارد، ولی ممکن است امکان استعدادی هم داشته باشد و ممکن است نداشته باشد. اگر یک مادهای وجود داشته باشد که قابل تبدیل شدن به انسان باشد میگوییم امکان استعدادی دارد، ولی اگر چنین مادهای نبود او دیگر امکان استعدادی ندارد ولو اینکه امکان ذاتی دارد؛ یعنی انسان یک چیزی است که میتواند موجود باشد ولی چون الآن یک مادهای که قابلیت وجود او و استعداد وجود او را داشته باشد در خارج وجود ندارد پس امکان استعدادی ندارد [١].
فرق سوم
فرق سومی که ذکر میکنند این است که میگویند در امکان ذاتی، دو طرف یعنی وجود و عدم برای شیء علی السویه است. میگوییم انسان یک طبیعتی است که میتواند موجود باشد و میتواند معدوم باشد ولی اینچنین نیست که یکی از دو طرف تعینی و رجحانی پیدا کرده باشد، ولی با امکان استعدادی یک طرف تعین پیدا میکند، یعنی آن شیئی که دارای این امکان هست با آن چیزی که این امکان، امکان او هست یک اضافه و نسبت و تعینی پیدا میکند. دانه گندم که الآن قوه و استعداد بوته گندم شدن در آن هست اینچنین نیست که بگوییم برای دانه گندم بوته گندم شدن و نشدن علی السویه است؛ نه، علی السویه نیست. به حکم اینکه استعداد آن را پیدا کرده است، الآن بوته گندم شدن برای آن تعین پیدا کرده است؛ یعنی یک نسبتی با آن طرف پیدا کرده که این نسبت را با عدمش پیدا نکرده است.
[١]. در باره این مطالب بعداً توضیح بیشتری خواهیم داد.