مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣ - خلاصه بحث
برگردد و لیس الّا، و اگر به وجود برنگردد و به غیر وجود برگردد باید نوعی اعتبار و انتزاع در کار باشد و تقدم و تأخر حقیقی در کار نباشد.
مثلًا در مورد تقدم و تأخر مکانی، ما میتوانیم بگوییم که در واقع در اینجا یک امر واقعی وجود ندارد که متقدم و متأخر در آن امر واقعی با یکدیگر شرکت داشته باشند و در همان هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند، این فقط یک نوع انتزاع ذهن است. ذهن گاهی از مقایسه میان دو شیء یک معنی و مفهومی انتزاع میکند بدون آنکه خود آن امر انتزاعی یک امر عینی باشد.
مثلًا این سقف در جای خودش قرار گرفته است و این کف هم در جای خودش قرار گرفته است ولی ما در اینجا مفهوم «فوقیت» را برای سقف و مفهوم «تحتیت» را برای کف انتزاع میکنیم. یا خودمان که اینجا نشستهایم میگوییم ما در زیر سقف هستیم. [نحوه انتزاع این مفهوم به این صورت است که] از یک طرف، زمین و مرکز زمین را درنظر میگیریم و از طرف دیگر قسمتی از این محیط و این فضا را که بالای سر ما قرار دارد درنظر میگیریم و بعد موقعیت این سقف را نسبت به مرکز زمین و همچنین موقعیت خودمان را نسبت به مرکز زمین میسنجیم؛ آن وقت میبینیم ما به مرکز زمین نزدیکتر هستیم، یعنی اگر خطی از مرکز زمین خارج شود که از محلی که ما در آن واقع شدهایم عبور کند و سپس امتداد پیدا کند این خط اول از ما عبور میکند و بعد به سقف میرسد؛ بنابراین میگوییم: «سقف فوق است» و یا میگوییم:
«ما در زیر این سقف واقع شدهایم و این سقف در بالای سر ما قرار گرفته است».
ولی همه اینها اعتبارات و انتزاعات ذهن است که اگر چنین چیزی بشود چنان چیزی میشود؛ این فقط یک «اگر» است؛ یعنی الآن موقعیت مکانی ما و این سقف به نحوی است که اگر خطی از مرکز زمین خارج بشود و بیاید از این نقطه بگذرد این خط اول از ما میگذرد و بعد، از این شیئی که اسمش را «سقف» گذاشتهاند. لهذا میگوییم که این سقف فوق است و ما نسبت به آن تحت هستیم. نسبتهای دیگر از قبیل «نزدیکتر»، «دورتر»، «کوتاهتر»، «بلندتر»، «کمتر» و «بیشتر» نیز انتزاعاتی است که آخرش به «اگر» ها برمیگردد. ما بسیاری از امور انتزاعی داریم که به «اگر» برمیگردد.
مثلًا من میگویم: «من به آن نقطه نزدیکتر هستم»، «من به خانه فلان کس نزدیکتر هستم». خود این نزدیک بودن و نزدیکتر بودن یک امر عینی نیست؛