مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - ریشه تاریخی بحث حدوث ذاتی و حدوث زمانی
حدوث و قدم ذاتی
حدوث ذاتی در مقابل قدم ذاتی است. اگر ما به شیئی بگوییم «قدیم ذاتی» یعنی ماهیتش در مرتبه ذاتش این لااقتضائیت را ندارد، بلکه ماهیتش در مرتبه ذاتش اقتضای وجود دارد؛ و اگر به شیئی بگوییم «حادث ذاتی» یعنی ماهیتش در مرتبه بعد از مرتبه ذاتش لااقتضای از وجود و عدم است و در مرتبه بعد موجود است و قهراً چیزی که در مرتبه ذات لااقتضا باشد و در مرتبه بعد موجود باشد وجودش دیگر از ناحیه خودش نیست، بلکه از ناحیه غیر است.
پس هر معلولی از معلولهای عالم به حدوث ذاتی متصف است. هرچه که در عالم معلول باشد «حادث بالذات» است، چون واضح است که تا شیء ممکن الوجود نباشد معلول نمیشود. هر معلولی وجودش از ناحیه علت است و در مرتبه قبل از آنکه این وجود را از علت بگیرد، یعنی در مرتبه ذات خودش، یک لااقتضائیتی دارد. پس هر معلولی که متصف به وجود میشود وجودش که مأخوذ از علت است مسبوق است به لااقتضائیت ذاتش. این معنای حدوث ذاتی است.
پس تنها، موجودی که معلول هیچ علتی نباشد و وجودش از ذات خودش باشد (که قهراً دیگر آن موجود ممکن الوجود نخواهد بود بلکه واجب الوجود خواهد بود) «قدیم بالذات» است و هر موجودی که اینچنین نباشد «حادث بالذات» است.
بنابراین از اینجا بود که تقسیم حدوث به حدوث زمانی و حدوث ذاتی پیدا شد.
ریشه تاریخی بحث حدوث ذاتی و حدوث زمانی
اکنون که معنی حدوث ذاتی و حدوث زمانی روشن شد یک مسأله قابل بررسی این است که ببینیم ریشه این بحث حدوث و قدم به این نحو که در کتب ما مطرح است- که آمدهاند حدوث را تقسیم کردهاند به حدوث زمانی و حدوث ذاتی و بعد بعضی دیگر از حکما و فلاسفه به اقسام دیگری از حدوث قائل شدهاند مانند حدوث دهری میرداماد که در آینده آن را مورد بحث قرار میدهیم- چه بوده است