مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - توضیح
ملاک این بینیازی از تعریف را هم بیان خواهیم کرد.
توضیح
اما شعر اول را که میگفت: «قد کان ذاالجهات فی الأذهان- وجوبٍ امتناعٍ أو امکانٍ» به دو نحو میشود معنی کرد:
یکی به همین نحو که خود حاجی در اینجا معنی کرده است که اینها را ما در ذهن «جهت» مینامیم؛ یعنی اینها در خارج هستند، در ذهن هم هستند، در ذهن نامشان یک چیز است و در خارج نامشان چیز دیگر؛ اینها در ذهن جهتاند و در خارج ماده. اینکه میگوییم وجود در اذهان صاحب جهت است یعنی در اعیان صاحب ماده است. حاجی در شرح نیز به همین نحو معنی کرده است [١]، ولی با توجه به یک مطلبی که خود حاجی در حاشیه اسفار میگوید اگر این شعر را به نحو دیگر معنی میکرد خیلی بهتر بود.
آن معنی دیگر این است که این سه امر و این سه جهت (وجوب و امکان و امتناع) وجود محمولی و وجود مستقلشان در ذهن است و اینکه میگوییم: «در خارج وجود ندارند» یعنی وجود مستقل و وجود محمولی ندارند؛ و به تعبیر دیگر وجود در ذهن، اینها را به صورت مستقل دارد، یعنی اینها در ذهن صلاحیت این را دارند که محمول وجود قرار بگیرند ولی در خارج صلاحیت برای محمولیت ندارند. و ما در باب معقولات ثانیه گفتیم که [در] این تعبیر که میگویند معقول ثانی آن چیزی است که ظرف عروضش ذهن است ولی ظرف اتصاف گاهی ذهن است و گاهی خارج- و حاجی خودش در حواشی اسفار [٢] اینطور معنی کرده بود که معنی.
[١]. [عبارت حاجی چنین است: «هذا اشارة الی انّها فی الخارج سواد و فی الاذهان جهات».][٢]. [عبارت حاجی در حاشیه اسفار (فصل ششم از بحث مواد ثلاث) چنین است: «وقددریت من هذا معنی قولهم فی تعریف المعقول الثانی الفلسفی أنه الذی یکون عروضه للمعروض فی العقل سواءً کان اتصاف المعروض به فی العقل أوفی الخارج، فان المراد بکون الاتصاف به فی الخارج کون وجوده الرابط فی الخارج کما أن المراد بکون عروضه فی العقل أن وجوده المحمولی الرابطی انما هوفی العقل» (اسفار، ج ١، چاپ جدید، پاورقی صفحه ١٤٠).]