مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - مطلب دوم
علتش هم با علت خودش و باز آن علت با علت خودش و بازهم آن علت با علت خودش رابطه دارد، تا هرجا که جلو برود. حرکت آن برگ درخت هم با سلسله علل خودش باز عیناً یک چنین رابطهای دارد؛ آن هم که وجود پیدا کرده است وجودش ضرورت پیدا کرده است به ضرورت علتش و علتش ضرورت پیدا کرده است به ضرورت علت آن علت و همینطور الی غیرالنهایه. و هر حادثهای را که درنظر بگیرید همینطور است. ما که الآن در این فضا و در این عالم قرار گرفتهایم در آنِ واحد میلیاردها حادثه یا بینهایت حادثه در عالم واقع میشود، ولی هرکدام از اینها یک رابطه ضروری دارد با سلسله علل خودش، و بنابراین یک نظام ضروری بر همه این سلسلهها حکمفرماست.
مطلب دوم
اما وجوب بالقیاس علاوه بر این، امر دیگری را به ما میفهماند و آن این است که علاوه بر این ضرورت علی و معلولی که در رابطه هر معلولی با علت خودش وجود دارد، در میان همه این سلسلهها با یکدیگر هم یک نوع ضرورتی حکمفرماست.
الآن گفتیم که میان حرکت دست من و علت خودش و علتِ علتِ خودش و علتِ علتِ علتِ خودش ضرورت حاکم است. میان حرف زدن من و علتهای خودش ضرورت حاکم است؛ میان حرف زدن شما هم با علتهای خودش ضرورت حاکم است؛ میان حرکت کردن آن اتومبیل در خیابان با علتهای خودش ضرورت حاکم است. اما میان حرف زدن من و حرکت کردن آن اتومبیل چطور؟ آیا بازهم رابطه ضروری حکمفرماست؟ آیا میان حرف زدن من در اینجا که الآن یک جملهای را گفتم و آن اتومبیلی که در آنجا حرکت کرد یک نوع تلازم وجود دارد؟ روی یک حساب، بلی.
اگر ما قائل شویم که همه این سلسلههای علل در نهایت امر به یک علت العلل بر میگردد قهراً نه تنها میان هر معلول با علت خودش رابطه ضروری حکمفرماست بلکه میان هرچیزی و هرچیزی، میان هر حادثهای و هر حادثهای ضرورت حکمفرماست. میان حادثهای که در زمین ما واقع میشود ولو خیلی کوچک باشد- مثل پریدن و یا وز وز کردن یک پشه- و حادثهای که در دورترین کهکشانهای عالم