مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - خلاصه بحث
خلاصه بحث
پس این مسأله که آمدهاند حدوث را به حدوث ذاتی و حدوث زمانی تقسیم کردهاند یک ریشه اسلامی دارد و یک ریشه فلسفی، و یا به تعبیر دیگر یک ریشه نقلی دارد و یک ریشه عقلی: ریشه نقلیاش این است که عالم حادث است؛ ریشه عقلی قضیه این است که سلسله حادثها در یک جایی پایان نمیپذیرد؛ در «ابتدا» به یک جا ختم نمیشود و به یک آغاز زمانی نمیرسد. اینجاست که این مشکل به وجود میآید که ما اگر قائل به قدم زمانی عالم بشویم قائل به تعدد واجب الوجود شدهایم. آن وقت مسأله مناط نیازمندی به علت بود که این مشکل اساسی را بهطور کلی حل کرد.
بعد هم با تفسیری که در معنی حدوث میشود که حدوث مسبوقیت وجود شیء به عدم است و این دو گونه است: مسبوقیت وجود شیء به عدم مقابل و مسبوقیت وجود شیء به عدم مجامع، گفتند پس تعبیر اسلامی قضیه هم درست است، زیرا مسأله اینکه عالم حادث است جز این نیست که عالم مسبوق به عدم است، منتها همیشه بیش از یک نوع عدم که همان عدم مقابل است به ذهن شما خطور نکرده است و حال آنکه ما نوع دیگر از عدم هم کشف کردهایم که آن عدم مجامع است.
و نظیر این مسائل زیاد است. میگویند مثلًا ما در معارف اسلامی داریم که «وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیامَةِ» [١] یعنی ما موازین قسط را در قیامت مینهیم. در.
[١]. انبیاء/ ٤٧.