مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - تعمیم دادن و کلیت بخشیدن به تئوری
یا تجربه میکنیم (که همیشه روی این مطلب اصرار داریم که تجربه غیر از استقراء است). قهراً مورد تجربه همیشه محدود است، زیرا انسان، نامحدود را که نمیتواند آزمایش کند. اول این تئوری و این فرضیه را در یک مورد آزمایش میکند، یعنی در یک مورد به مرحله عمل میگذارد. اگر نتیجه نداد که هیچ؛ معلوم میشود که این فرضیه یک خیال و یک وهم بوده است؛ و اگر نتیجه داد بار دیگر آن را با تغییر یک وضع و یک خصوصیت تحت آزمایش میگذارد، و بار سوم باز در مصداق دیگر آن را آزمایش میکند. مثل اینکه یک کسی مدعی میشود که من داروی سرطان را به دست آوردهام. آن دارو را روی این بیمار آزمایش میکند، اگر نتیجه نگرفت که هیچ، اگر نتیجه گرفت میگوید نکند این یک امر تصادفی و اتفاقی باشد و این بیمار به دلیل دیگر هم آماده خوب شدن بوده است و من خیال میکنم که خوب شدن او درنتیجه این دارو بوده است و یا شاید این بیمار به دلیل فلان وضع خاصی که دارد این دارو در او مؤثر واقع شده است و این امر کلیت نداشته باشد. لذا میرود روی یک بیمار دیگر که این وضع خاص را نداشته باشد آزمایش میکند. بعد میگوید این هم ممکن است به یک علت دیگری خوب شده باشد. باز میرود روی بیمار دیگری که وضع دیگری داشته باشد آزمایش میکند. بالأخره آنقدر اوضاع و شرایط را تغییر میدهد که بعد خودش میماند و بیماری. در اینجا میگوید رابطه فقط میان این دارو و این بیماری است و هیچ امر اتفاقی و تصادفی و به بیان دیگر هیچ امر مقارن اتفاقی در اینجا دخالت ندارد.
بعد از این تجربهها، به اینجا که میرسد فوراً تعمیم میدهد؛ یعنی تئوری و تفسیرش به صورت کلی است. ولی کلی را که در همه افراد نمیشود آزمایش کرد؛ در یک مصداق، دو مصداق، ده مصداق و صد مصداق میشود آزمایش کرد. بعد که آزمایشها مکرر شد، آزمایشِ مثلًا در صد مورد را برای حکم کلی- که حکم کلی شامل غیرمتناهی مورد است- تعمیم میدهد.
مثلًا فکر میکند که این آب مرکبی است از دو گاز، و فرضاً هنوز هم کسی این مطلب را کشف نکرده است. این فرضیه را در مرحله آزمایش قرار میدهد، یک مورد، دو مورد، ده مورد را آزمایش میکند. بعد که دید مطلب از همین قرار است، آن وقت حکم میکند که آب بهطور کلی مرکبی است از دو گاز که هرکدام این خاصیت را دارند و به این کیفیت با هم ترکیب میشوند و به آن کیفیت تجزیه