مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - جعل بسیط و جعل تألیفی
مسلّماً هردوی اینها از نظر فلسفی قابل فرض است. اگر ما این مطلب را- که مطلب درستی هم هست- گفتیم که هر شیء ممکن الوجودی در اصل وجود خودش نیازمند به علت است، پس هر ممکن الوجودی در اصل وجود خودش احتیاج به علت دارد که علت آن را ایجاد کند و جعل کند، اعمّ از آنکه بگوییم علت وجودش را افاضه میکند یا ماهیتش را؛ و این همان جعل بسیط است. جعل تألیفی که دیگر یک امر تقریباً شبه محسوس است؛ یعنی هرچیزی که دارای یک صفت عرَضی مفارق باشد، در عروض این صفت عرضی به علت نیاز دارد که با جعل تألیفی این شیء را متصف به این صفت بکند.
میدانیم که اشیاء میتوانند دارای اوصافی باشند و این اوصاف بر دوگونه است:
بعضی از این اوصاف، اوصاف لازم و لوازم لاینفک شیء هستند، و بعضی دیگر اوصاف عرضی مفارق هستند. این مطلبی است که در منطق هم گفتهاند؛ گفتهاند کلی یا ذاتی است یا عرضی؛ کلی ذاتی یا جنس است یا نوع است یا فصل؛ و عرضی یا عرضی عام است یا عرضی خاص، و هریک از ایندو یا لازم است یا مفارق.
«عرضی لازم» آن است که از معروض خودش جداشدنی نیست، ولی «عرضی مفارق» آن است که قابل جدا شدن از معروض خودش هست. قهراً عرضیهای جدا ناشدنی از امور انتزاعی هستند. البته در غیر امور انتزاعی هم ما برای اینها مثال ذکر میکنیم ولی بیشتر آنچه که به عنوان مثال برای عرضی لازم ذکر میکنند در امور انتزاعی است. مثلًا زوجیت از عوارض «اربعه» است ولی از عوارض لازم اربعه است یعنی غیرقابل انفکاک از اربعه است. اما عرضی مفارق در مورد محمولات بالضمیمه است یعنی در مورد اموری عینی است که در خارج عارضِ معروض میشود و گاهی هست و گاهی نیست؛ مثل اینکه انسان جاهل است عالم میشود، عاجز است قادر میشود، قادر است عاجز میشود؛ یعنی حالتی را ندارد و بعد آن حالت برای او پیدا میشود، حالتی که فقط امکان پذیرش این حالت برای موضوع هست و نه بیشتر. در این گونه موارد باز نیاز به علت هست، اما علتی که چه میکند؟
جعل بسیط میکند یا جعل تألیفی؟ علتی که جعل تألیفی میکند، علتی که میآید این شیء را اینچنین میکند. پس اینجا دوگونه جعل است که با یکدیگر فرق میکند.