مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - ادوات استفهام
پس یک وقت میآییم سؤال از «چگونگی» میکنیم. یک وقت هم سؤال از «چقدری» و «چه اندازهای» میکنیم. کسی میگوید من پول دارم، میگوییم چقدر پول داری؟ یا فلان کس قدش بلند است، چقدر بلند است؟ در این صورت سؤال از «کمیت» است.
سؤال از «چه وقتی»، «کیای»: کی فلان حادثه واقع شده؟ مثلًا فلان کس متولد شده است، میپرسیم کی؟ فلانی مرد؛ کی؟ فلان جنگ واقع شد، کی؟ من آمدم؛ کی؟
پس این هم سؤال دیگری است که رابطه یک حادثه را با زمان بیان میکند.
«کجایی» نیز سؤال دیگری است که برای ذهن مطرح است، مربوط به رابطه شیء با مکان.
«کدامی» هم سؤال دیگر است. گاهی یک شیء مردد میشود میان دو شیء.
فرض کنید زید چند پسر دارد و شما میگویید: پسر آقای زید را دیدم. با این جمله نمیخواهید بگویید همه پسرهای او را دیدم بلکه میخواهید بگویید یکی از پسرهایش را دیدم. آنگاه سؤال میکنیم: کدامیک را دیدی؟ پس این هم سؤال دیگری است.
اینها انواع سؤالاتی است که برای ذهن مطرح است و علامت جنبههای گوناگونی است که ذهن در اشیاء تشخیص میدهد. البته این به معنی این نیست که در هر موجودی لزوماً همه این جنبهها باید وجود داشته باشد. مقصود این است که در مجموع برای ذهن این مجموعه از سؤالات هست؛ ممکن است در بعضی موجودات چند تا از این سؤالات به یک سؤال برگردد، مثلًا چیستی موجودی با هستی آن یکی باشد، یا در موجودی چیستی و هستی و چرایی آن یکی باشد. این خودش مسألهای است که آیا ممکن است موجودی چیستیاش عین هستیاش باشد و هستیاش عین چیستیاش باشد؟ چرایی آن عین هستی آن باشد؟ چرایی آن در خودش باشد نه در بیرون خودش؟ اینها فعلًا برای ما مطرح نیست. اجمالًا میخواهیم بگوییم که اینهمه سؤال برای انسان مطرح میشود، کما اینکه این سؤالاتی که هست (این چندگانگی در سؤالات نشانه چندگانگی در اشیاء است یعنی تا ذهن در شیء جنبههای مختلف تشخیص ندهد سؤالات به صور مختلف مطرح نمیشود) گاهی در عالم عین هم با یکدیگر اختلاف دارند گاهی نه، بلکه در عالم ذهن اختلاف دارند، یعنی ذهن وقتی اینها را در خودش تحلیل میکند [به این