مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - نظریه صدرالمتألهین و حدوث ذاتی عالم طبیعت
ما کلی هر شیء را درنظر میگیریم؛ کلی این اشیاء چگونه است؟ مثلًا کلی «انسان» چگونه است؟ در جواب میگوییم: کلی هم که وجود مستقلی از وجود افراد ندارد؛ وجود کلی عین وجود افرادش است؛ اگر افرادش حادثند کلی هم حادث است؛ اگر افرادش قدیمند کلی هم قدیم است. پس «کلی» هم مانند «کل» حکم علیحدهای ندارد.
آن وقت اگر شما بحث را نه تحت عنوان «حدوث عالم» که آیا عالم حادث است یا قدیم، بلکه تحت عنوان اینکه «آیا حادثها متناهیاند یا متناهی نیستند» مطرح کنید، این هم مسألهای است که ربطی به حدوث عالم ندارد؛ عالم حادث است ولی حادثها غیرمتناهی هستند.
آنگاه در مسأله مرجح حدوث اشیاء- بنا بر نظریه دیگران در باب مرجح حدوث اشیاء- اگر بگوییم که مثلًا این آقای زید چرا در سال ١٣٢٠ متولد شد و در سال ١٣١٩ متولد نشد، جواب این است که این یک عللی دارد. این انسان به عنوان یک پدیده که باید حادث بشود شرایط خاصی دارد که تحت همان شرایط به وجود میآید. این، در مجموع علل و شرایطش- یا به تعبیر آقایان علت تامهاش- به وجود میآید؛ یعنی در همان نقطه از زمان و در همان ساعت معین، مثلًا فلان ساعت از شب هفدهم اردیبهشت سال ١٣٢٠ این شرایط کامل شده و این شیء به وجود آمده است. بنابراین مرجح حدوث یک شیء همان شرایط و علل خاص آن شیء یعنی علت تامه آن شیء است.
حال، بنا بر همان قول قدما اگر به آنها میگفتیم که مرجح حدوث اجزاء زمان چیست، چه جوابی میدادند؟ اجزاء زمان هم که حادث است. اکنون که حادث است مرجّح حدوثش چیست؟ سال ١٣٢٠ چرا ظرفش همان سال ١٣٢٠ است؟ ما اسم یک قطعهای از زمان را سال ١٣٢٠ میگذاریم و یک قطعه دیگر از زمان را سال ١٣١٩ میگوییم. سؤال این است که چرا سال ٢٠ ظرفش همان سال ٢٠ است که بعد از سالهای ١٩ و ١٨ و ١٧ و قبل از سالهای ٢١ و ٢٢ و ٢٣ واقع شده است؟ چرا سال ٢٠ به جای سال ٢١ یا ٢٢ نیست؟ چرا به جای سال ١٩ و ١٨ نیست؟.
جواب این است که این دیگر «ذاتی» است، این دیگر یک علتی ندارد که سال ١٩ را در این ظرف و سال ٢٠ را در آن ظرف قرار داده باشد؛ یعنی اینطور نیست که بتوانیم بگوییم این امکان بود که سال ٢٠ به جای سال ١٩ باشد و سال ١٩ به جای