مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - خلاصه بحث
وجود شما در اینجاست. باز قسمتی که در آنجاست در اینجا نیست و قسمتی که در اینجاست در آنجا نیست. فکر شماست که هم در اینجاست و هم در آنجا، چون فکر غیرمادی است؛ از این جهت است که میتواند هم در اینجا باشد و هم در آنجا؛ هم در اینجا محیط باشد و هم در آنجا. اما در مورد موجودات طولی قضیه به این نحو است که در اینجا که هستید در آن مرتبه بالاتر نیستید ولی در مرتبه بالاتر که باشید در مرتبه پایینتر هم هستید.
- ...
استاد: نه، اصلش را داریم؛ نه، در آنجا حرکت نیست. ما که نمیخواهیم بگوییم که انتقال است. در آنجا انتقال به معنی حرکت نیست. انتقال در آنجا به منزله ایجاد است، یعنی افاضه وجود است. البته عرفا این تعبیر را میکنند و لفظ سیر و سفر را به کار میبرند، اما در واقع این سیر و سفر به معنی حرکت نیست.
- ملاک تمایز مراتب وجودی در خود عوالم مجردات که بالاتر از عالم ماده هستند چیست؛ آنجا که دیگر حرکت نیست. آن وقت یک وجود پستتر و یک وجود برتر تمایزشان به چیست؟.
استاد: آن را عرض کردیم، که از نظر اینها [یعنی فلاسفه اسلامی] عالم طبیعت عالم ماده و حرکت و ابعاد و ماهیت است و همه اینها در عالم طبیعت هست؛ یعنی همه جنبههای عدمی که وجود را ضعیف میکند درطبیعت هست ولهذا طبیعت با همه این یال و کوپال و و با همه بزرگی و ابعاد خودش به تعبیراینها در «صف النعال» عالم وجود واقع شده است؛ یعنی ضعیف ترین عالم [از عوالم] وجود است.
بعد اینها میگویند یک درجه بالاتر از عالم طبیعت آن عالمی است که مجرد از ماده به معنی قوه است (قوهای که در مقابل فعلیت است)؛ یعنی مجرد است ازنقصی که بتواند رو به کمال برود؛ یعنی در آنجا دیگر حرکت نیست، مجرد از حرکت است، چون فوق حرکت است. چرا فوق حرکت است؟ چون شیئی حرکت میکند که آنچه را که برایش امکان وجود دارد و میتواند داشته باشد و ندارد [دارا شود]؛ اگر شیئی هرچه را که برایش امکان وجود دارد داشته باشد دیگر حرکت برایش معنی ندارد.
یک مرتبه بالاتر از آن عالم، عالمی است که باز مجرد است نه تنها از ماده و حرکت، بلکه از بعد داشتن هم مجرد است، چون خود بعد داشتن یک نحو اختلاط وجود با عدم است، چون اصلًا بعد داشتن ملازم است با غیاب و فقدان هر مرتبهای در مرتبه دیگر.
همانطور که در حرکت مراتب حرکت فاقد یکدیگر هستند شیئی هم که بعد دارد هر مرتبهاش فاقد دیگری است و شیء مجرد آن است که تمام ذاتش حضور با یکدیگر است. [در آن مرتبه] باز ماهیت هست ولی ابعاد نیست.
و بالاخره بالاتر از آن مرتبه مرتبهای است که حتی مجرد از ماهیت هم باشد. فلاسفه، دیگر از این بالاتر نمیروند. فلاسفه معتقدند اگر موجودی مجرد باشد از ماده و از ابعاد و از ماهیت، آن موجود مساوی با واجب الوجود است، ولی عرفا معتقدند که نه، اینطور