مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - تقسیم صحیح
مثلًا وجوب را یا به این نحو اعتبار میکنیم و یا به آن نحو. این دیگر مقسم ندارد. امر قیاسی و امر فی نفسه جامع مشترک ندارد. اینها دو مفهوم مشترک است به اشتراک لفظی. یک وقت هست ما این معانی را به صورت نسبی اعتبار میکنیم، این یک معنی و مفهوم است، و یک وقت هست این معانی را به صورت فی نفسه اعتبار میکنیم، این معنی و مفهوم دیگری است. آن مفهومی که به صورت قیاسی و نسبی اعتبار میکنیم خودش شیء علیحده است و تقسیمی نمیپذیرد (یا لااقل ما در اینجا تقسیمی برایش ذکر نکردهایم) و آن مفهومی که به صورت فی نفسه اعتبار میکنیم خودش تقسیم میشود به دو قسم ذاتی و غیری.
خلاصه کلام این است که در اینجا چنین نیست که ما یک معنی اعم داریم به نام وجوب که هم شامل وجوب قیاسی میشود و هم شامل وجوب نفسی و نیز یک معنی اعمی داریم به نام امتناع که هم شامل امتناع قیاسی میشود و هم شامل امتناع نفسی، و همچنین در مورد امکان. این اشتراک در لفظ است. اشتباه میکنیم که خیال میکنیم یک معنی اعمی داریم که هم شامل قیاسی میشود و هم نفسی [١]. این مثل این است که بگوییم شیر بر سه قسم است: شیری که سر حوض است، شیری که در بیابان است و شیری که در ظرف است. لفظ در اینجا یکی است ولی معنی هیچ جامع مشترکی ندارد. در این مورد هم همینطور است. لفظ یکی است ولی یک معنی مشترک واحد وجود ندارد. معنی نسبی و معنی غیرنسبی هرگز جامع مشترک ندارد.
پس، از اول مطلب را نه به صورت «تقسیم» بلکه به صورت «تعبیر» باید بگوییم.
باید بگوییم هر یک از این مواد ثلاث گاهی در مورد یک مفهوم نسبی اطلاق میشود و گاهی در مورد یک مفهوم غیرنسبی اطلاق میشود؛ هریک از اینها را یک وقت به صورت نسبی اعتبار میکنیم و یک وقت به صورت غیرنسبی اعتبار میکنیم. آن وقت آن معنی غیرنسبی بر دو قسم است: یا ذاتی است یا غیری [٢].
[١]. این نظیر امکان ذاتی و امکان استعدادی است که خود حاجی عنقریب آن را طرح میکند. ما میگوییم امکان یا ذاتی است یا استعدادی. خیال میکنیم که یک وجه مشترکی میان امکان ذاتی و امکان استعدادی داریم، ولی وقتی که معنا را میشکافیم و تحلیل میکنیم میبینیم امکان در امکان ذاتی به یک معنی است و امکان در امکان استعدادی به معنی دیگری است و این فقط اشتراک در لفظ است.[٢].- وجوب غیری با وجوب قیاسی تفاوتشان چندان مشخص نیست، آیا نمیتوان یکی را به دیگری برگرداند؟