فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٠٧ - صوفيه
پيش مىرفت، سپس با تغييرات جزئى رنگ مذهبى گرفت و جزء معتقدات كليسا شد.
گذشته از تأثيراتى كه صوفيه از نو افلاطونيان و مسيحيت پذيرفتند، عقايد «مانوى» و «بودايى» نيز در تصوف اسلام تأثير فراوان داشت.
از اوايل عصر بنى عباس جماعتى از تاركان دنيا و دورهگردان هندى و مانوى در عراق و ديگر ممالك اسلامى پراكنده شدند و همانگونه كه در قرن اوّل از رهبان مسيحى سخن مىرود ذكر تاركان دنيا به ميان مىآيد كه نه مسلمان بودند و نه مسيحى.
جاحظ آنان را رهبان الزنادقه مىنامد و بنا بشرحى كه از ايشان مىدهد اينان مانوى بودند. از خصايص اين سيّاحان، طهارت و صدق و مسكنت بود.
ديگر مرتاضان «بودايى» بودند كه در صوفيه تأثير بسيارى داشتند و آنان هستند كه سرگذشت «بودا» را به نام بوذاسف و بلوهر منتشر كردند و ايشان تا آن زمان هنوز در بلخ و بخارا كه معابدشان در آن نواحى بود مىزيستند.
از قرن پنجم به بعد خانقاههاى صوفيه در ممالك اسلامى توسعه يافت و مراشد آن طايفه به دستگيرى و ارشاد سالكان آن طريقت مىپرداختند.
در قرن هفتم تصوف رنگ علمى به خود گرفت و به شكل ديگر علوم در آمد و از اين پس مىتوان آن را علم عرفان يا تصوف ناميد.
از اواخر آن قرن به بعد كتاب «فصوص الحكم» ابن عربى (در گذشته در ٦٣٨ ه) و به تبع آن كتابهايى ديگر از قبيل «فكوك قونيوى» و «لمعات شيخ عراقى» و «قصايد ابن فارض» از كتب درسى تصوف به شمار مىرفت.
پيشواى اين دوره محى الدين عربى صاحب «فتوحات مكيه» و «فصوص الحكم» است. به قول ابن تيميه جوهر مذهب ابن عربى آنست كه آفريدگان مخلوقات، عين وجود خالقند و او گويد كه: همۀ اشياء بالضروره از فيض علم الهى نشأت مىگيرند و همه در مراتب خود تجلى ذات خداوند هستند.
از صوفيه بزرگ و ستارگان قدر اوّل تصوّف مولانا جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد مولوى معروف به ملاى رومى است كه بزرگترين متصوفه قرن هفتم به شمار مىرود (در گذشته در ٦٧٠ ه) . وى صاحب كتاب «مثنوى معنوى» و «ديوان شمس» است كه در آن دو كتاب دقايقى از تصوّف را بيان كرده است.
از صوفيه قرن هشتم و نهم مىتوان از دو عارف بزرگ شاه نعمت اللّه ولى مؤسس فرقه صوفيۀ نعمت اللهيه (در گذشته در ٧٢٧ ه) و نور الدين عبد الرحمن جامى