فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٨٢ - شيعه
حمد اللّه مستوفى در «نزهة القلوب» مىنويسد كه: شيعيان اماميه در عراق عرب در نواحى كوفه و بصره و حلّه اكثريت داشتند و در غرب ايران در نواحى رى و آوه و قم و اردستان و فراهان و نهاوند بسيارى شيعه بودند. در اطراف ساوه مردم شيعه امامى بودند. در كاشان شيعيان امامى در شهر و سنيان در روستاهاى اطراف اكثريت داشتند.
يكى از قيامهاى شيعه در ايران، قيام سربداران يعنى از جان گذشتگان در خراسان بود كه از سال ٧٣٨-٧٨٣ ه در ناحيه سمرقند، و در سال ٧٦٧ ه در كرمان، و در سال ٧٧٥ ه نهضتهاى مشابهى در مازندران، و از سال ٧٥١ تا ٧٦٢ ه و سالهاى بعد در گيلان، از سال ٧٧٢ به بعد و قيام سربداران در سبزوار تا سال ٧٨٣ ادامه يافت و نهضت حروفيه كه در قرن نهم هجرى پهنه عظيمى از خراسان تا تركيه عثمانى را فرا گرفت و قيام شيخ مولوى بدر الدين سماوى و بر كليوجه مصطفى در تركيه در سال ٨١٩ و قيام مشعشعيان در خوزستان در سال ٨٤٥ همه نهضتهاى شيعى عليه سنيان بود.
از لحاظ تاريخى نهضت سربداران خراسان از ديگر نهضتها مهمتر بوده است. شيخ خليفه مازندرانى كه مؤسس سلسله ويژهاى از دراويش بود، در سبزوار ناحيه بيهق در حجرۀ مسجد جامع شهر مسكن گزيد و به تبليغ عقايد شيعى خود پرداخت و سرانجام به فتواى فقيهان سنى مذهب مرتد شمرده شد و در سال ٧٣٦ ه به قتل رسيد.
در ميان شاگردان شيخ خليفه مردى به نام حسن جورى از همگنان پيشى جست. وى مدرسهاى تأسيس كرد و به تبليغ و تدريس عقايد شيعه اماميه پرداخت. اكثر پيروان او صاحبان حرفه يعنى پيشهوران بودند و هر يك از مريدان كه وارد سلسله او مىشد سوگند مىخورد تا سلاح آماده نگاهدارد.
اين فرقه به نام حسن جورى «حسنيه» ناميده شدند. حسن جورى مدت سه سال در نيشابور و بلاد خراسان از قبيل مشهد و ابيورد و خبوشان و هرات به تبليغ پرداخت و سپس به فرمان ارغون شاه از مغولان صحرانشين خراسان گرفتار گشت. مدتها پيش از اين واقعه دو برادر روستايى از قريه باشتين از ناحيه بيهق ايلچى مغولان را كه بر زنان ايشان دست تعدى گشاده بودند به قتل رسانيدند. مردم باشتين به سركردگى عبد الرزاق نامى بر مغولان قيام كردند، اين شورش در شعبان سال ٧٣٧ ه آغاز شد. بيشتر روستائيان از مريدان شيخ حسن جورى بودند. در سال ٧٣٧ ايشان شهرهاى جوين و اسفراين را به زير فرمان خود آوردند. امير عبد الرزاق پيشواى اين انقلاب به نام خويش سكه زد و دولتى به نام